مزامیر 38
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Clementine Vulgate, 1598
1ای خداوند مرا در غضب خود توبیخ منما و در خشم خویش تادیبم مفرما.
1In finem, ipsi Idithun. Canticum David.
2زیرا که تیرهای تو در من فرو رفته و دست تو برمن فرود آمده است.
2[Dixi: Custodiam vias meas: ut non delinquam in lingua mea. Posui ori meo custodiam, cum consisteret peccator adversum me.
3در جسد من بهسبب غضب تو صحتی نیست و در استخوانهایم بهسبب خطای خودم سلامتی نی.
3Obmutui, et humiliatus sum, et silui a bonis; et dolor meus renovatus est.
4زیرا گناهانم از سرم گذشته است. مثل بارگران از طاقتم سنگین ترشده.
4Concaluit cor meum intra me; et in meditatione mea exardescet ignis.
5جراحات من متعفن و مقروح شده است، بهسبب حماقت من.
5Locutus sum in lingua mea: Notum fac mihi, Domine, finem meum, et numerum dierum meorum quis est, ut sciam quid desit mihi.
6به خود میپیچم وبی نهایت منحنی شدهام. تمامی روز ماتمکنان تردد میکنم.
6Ecce mensurabiles posuisti dies meos, et substantia mea tamquam nihilum ante te. Verumtamen universa vanitas, omnis homo vivens.
7زیرا کمر من از سوزش پر شده است و در جسد من صحتی نیست.
7Verumtamen in imagine pertransit homo; sed et frustra conturbatur: thesaurizat, et ignorat cui congregabit ea.
8من بیحس و بینهایت کوفته شدهام و از فغان دل خود نعره میزنم.
8Et nunc quæ est exspectatio mea: nonne Dominus? et substantia mea apud te est.
9ای خداوند تمامی آرزوی من در مد نظر تواست و ناله های من از تو مخفی نمی باشد.
9Ab omnibus iniquitatibus meis erue me: opprobrium insipienti dedisti me.
10دل من میطپد و قوتم از من رفته است و نور چشمانم نیز با من نیست.
10Obmutui, et non aperui os meum, quoniam tu fecisti;
11دوستان و رفیقانم از بلای من برکنار میایستند و خویشان من دور ایستادهاند.
11amove a me plagas tuas.
12آنانی که قصد جانم دارند دام میگسترند و بداندیشانم سخنان فتنه انگیز میگویند و تمام روزحیله را تفکر میکنند.
12A fortitudine manus tuæ ego defeci in increpationibus: propter iniquitatem corripuisti hominem. Et tabescere fecisti sicut araneam animam ejus: verumtamen vane conturbatur omnis homo.
13و اما من مثل کر نمی شنوم. مانند گنگم که دهان خود را باز نکند.
13Exaudi orationem meam, Domine, et deprecationem meam; auribus percipe lacrimas meas. Ne sileas, quoniam advena ego sum apud te, et peregrinus sicut omnes patres mei.
14و مثل کسی گردیدهام که نمی شنود و کسیکه در زبانش حجتی نباشد.
14Remitte mihi, ut refrigerer priusquam abeam et amplius non ero.]
15زیرا کهای خداوند انتظار تو را میکشم. توای یهوه خدایم جواب خواهی داد.
no verse 15 in this text
16چونکه گفتهام مبادا بر من شادی نمایند و چون پایم بلغزد بر من تکبر کنند.
no verse 16 in this text
17زیرا که برای افتادن نصب شدهام ودرد من همیشه پیش روی من است.
no verse 17 in this text
18زیرا گناه خود را اخبار مینمایم و از خطای خود غمگین هستم.
no verse 18 in this text
19اما دشمنانم زنده و زورآوراند و آنانی که بیسبب بر من بغض مینمایند بسیاراند.
no verse 19 in this text
20وآنانی که به عوض نیکی به من بدی میرسانند. برمن عداوت میورزند زیرا نیکویی را پیروی میکنم.
no verse 20 in this text
21ای خداوند مرا ترک منما. ای خدای من از من دور مباش.
no verse 21 in this text
22و برای اعانت من تعجیل فرماای خداوندی که نجات من هستی.
no verse 22 in this text
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.