مزامیر 10
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Clementine Vulgate, 1598
1ای خداوند چرا دور ایستادهای و خودرا در وقت های تنگی پنهان میکنی؟
1In finem. Psalmus David.
2از تکبر شریران، فقیر سوخته میشود؛ درمشورت هایی که اندیشیدهاند، گرفتار میشوند.
2[In Domino confido; quomodo dicitis animæ meæ: Transmigra in montem sicut passer?
3زیرا که شریر به شهوات نفس خود فخر میکند، و آنکه میرباید شکر میگوید و خداوند را اهانت میکند.
3Quoniam ecce peccatores intenderunt arcum; paraverunt sagittas suas in pharetra, ut sagittent in obscuro rectos corde:
4شریر در غرور خود میگوید: «بازخواست نخواهد کرد.» همه فکرهای او اینست که خدایی نیست.
4quoniam quæ perfecisti destruxerunt; justus autem, quid fecit?
5راههای او همیشه استوار است. احکام تو از او بلند و بعید است. همه دشمنان خود را به هیچ میشمارد.
5Dominus in templo sancto suo; Dominus in cælo sedes ejus. Oculi ejus in pauperem respiciunt; palpebræ ejus interrogant filios hominum.
6در دل خود گفته است: «هرگزجنبش نخواهم خورد، و دور به دور بدی رانخواهم دید.»
6Dominus interrogat justum et impium; qui autem diligit iniquitatem, odit animam suam.
7دهن او از لعنت و مکر و ظلم پر است؛ زیرزبانش مشقت و گناه است؛
7Pluet super peccatores laqueos; ignis et sulphur, et spiritus procellarum, pars calicis eorum.
8در کمینهای دهات مینشیند؛ در جایهای مخفی بیگناه را میکشد؛ چشمانش برای مسکینان مراقب است؛
8Quoniam justus Dominus, et justitias dilexit: æquitatem vidit vultus ejus.]
9در جای مخفی مثل شیر در بیشه خود کمین میکند؛ به جهت گرفتن مسکین کمین میکند؛ فقیر را به دام خود کشیده، گرفتار میسازد.
no verse 9 in this text
10پس کوفته وزبون میشود؛ و مساکین در زیر جباران اومی افتند.
no verse 10 in this text
11در دل خود گفت: «خدا فراموش کرده است؛ روی خود را پوشانیده و هرگزنخواهد دید.»
no verse 11 in this text
12ای خداوند برخیز! ای خدا دست خود رابرافراز! و مسکینان را فراموش مکن.
no verse 12 in this text
13چراشریر خدا را اهانت کرده، در دل خود میگوید: «تو بازخواست نخواهی کرد؟»
no verse 13 in this text
14البته دیدهای زیرا که تو بر مشقت و غم مینگری، تا بهدست خود مکافات برسانی. مسکین امر خویش را به توتسلیم کرده است. مددکار یتیمان، تو هستی.
no verse 14 in this text
15بازوی گناهکار را بشکن. و اما شریر را ازشرارت او بازخواست کن تا آن را نیابی.
no verse 15 in this text
16خداوند پادشاه است تا ابدالاباد. امتها اززمین او هلاک خواهند شد.
no verse 16 in this text
17ای خداوندمسالت مسکینان را اجابت کردهای، دل ایشان رااستوار نمودهای و گوش خود را فراگرفتهای،
no verse 17 in this text
18تایتیمان و کوفته شدگان را دادرسی کنی. انسانی که از زمین است، دیگر نترساند.
no verse 18 in this text
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.