مزامیر 51
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Clementine Vulgate, 1598
1ای خدا به حسب رحمت خود بر من رحم فرما. به حسب کثرت رافت خویش گناهانم را محو ساز.
1In finem. Intellectus David,
2مرا از عصیانم به کلی شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر کن.
2cum venit Doëg Idumæus, et nuntiavit Sauli: Venit David in domum Achimelech.
3زیرا که من به معصیت خود اعتراف میکنم وگناهم همیشه در نظر من است.
3[Quid gloriaris in malitia, qui potens es in iniquitate?
4به تو و به تو تنهاگناه ورزیده، و در نظر تو این بدی را کردهام. تا درکلام خود مصدق گردی و در داوری خویش مزکی شوی.
4Tota die injustitiam cogitavit lingua tua; sicut novacula acuta fecisti dolum.
5اینک در معصیت سرشته شدم و مادرم درگناه به من آبستن گردید.
5Dilexisti malitiam super benignitatem; iniquitatem magis quam loqui æquitatem.
6اینک براستی در قلب راغب هستی. پس حکمت را در باطن من به من بیاموز.
6Dilexisti omnia verba præcipitationis; lingua dolosa.
7مرا با زوفا پاک کن تا طاهر شوم. مراشست و شو کن تا از برف سفیدتر گردم.
7Propterea Deus destruet te in finem; evellet te, et emigrabit te de tabernaculo tuo, et radicem tuam de terra viventium.
8شادی وخرمی را به من بشنوان تا استخوانهایی که کوبیدهای به وجد آید.
8Videbunt justi, et timebunt; et super eum ridebunt, et dicent:
9روی خود را از گناهانم بپوشان و همه خطایای مرا محو کن.
9Ecce homo qui non posuit Deum adjutorem suum; sed speravit in multitudine divitiarum suarum, et prævaluit in vanitate sua.
10ای خدادل طاهر در من بیافرین و روح مستقیم در باطنم تازه بساز.
10Ego autem, sicut oliva fructifera in domo Dei; speravi in misericordia Dei, in æternum et in sæculum sæculi.
11مرا از حضور خود مینداز، و روح قدوس خود را از من مگیر.
11Confitebor tibi in sæculum, quia fecisti; et exspectabo nomen tuum, quoniam bonum est in conspectu sanctorum tuorum.]
12شادی نجات خودرا به من باز ده و به روح آزاد مرا تایید فرما.
no verse 12 in this text
13آنگاه طریق تو را به خطاکاران تعلیم خواهم داد، و گناه کاران بسوی تو بازگشت خواهند نمود.
no verse 13 in this text
14مرا از خونها نجات ده! ای خدایی که خدای نجات من هستی! تا زبانم به عدالت تو ترنم نماید.
no verse 14 in this text
15خداوندا لبهایم را بگشا تا زبانم تسبیح تو رااخبار نماید.
no verse 15 in this text
16زیرا قربانی را دوست نداشتی والا میدادم. قربانی سوختنی را پسند نکردی.
no verse 16 in this text
17قربانی های خدا روح شکسته است. خدایا دل شکسته و کوبیده را خوار نخواهی شمرد.
no verse 17 in this text
18به رضامندی خود بر صهیون احسان فرما وحصارهای اورشلیم را بنا نما.
no verse 18 in this text
19آنگاه ازقربانی های عدالت و قربانی های سوختنی تمام راضی خواهی شد و گوسالهها بر مذبح توخواهند گذرانید.
no verse 19 in this text
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.