مزامیر 35
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Clementine Vulgate, 1598
1ای خداوند با خصمان من مخاصمه نما و جنگ کن با آنانی که با من جنگ میکنند.
1In finem. Servo Domini ipsi David.
2سپر و مجن را بگیر و به اعانت من برخیز.
2[Dixit injustus ut delinquat in semetipso: non est timor Dei ante oculos ejus.
3و نیزه را راست کن و راه را پیش روی جفاکنندگانم ببند و بهجان من بگو من نجات توهستم.
3Quoniam dolose egit in conspectu ejus, ut inveniatur iniquitas ejus ad odium.
4خجل و رسوا شوند آنانی که قصد جان من دارند و آنانی که بداندیش منند، برگردانیده وخجل شوند.
4Verba oris ejus iniquitas, et dolus; noluit intelligere ut bene ageret.
5مثل کاه پیش روی باد باشند وفرشته خداوند ایشان را براند.
5Iniquitatem meditatus est in cubili suo; astitit omni viæ non bonæ: malitiam autem non odivit.
6راه ایشان تاریکی و لغزنده باد. و فرشته خداوند ایشان را تعاقب کند.
6Domine, in cælo misericordia tua, et veritas tua usque ad nubes.
7زیرا دام خود را برای من بیسبب درحفرهای پنهان کردند که آن را برای جان من بیجهت کنده بودند.
7Justitia tua sicut montes Dei; judicia tua abyssus multa. Homines et jumenta salvabis, Domine,
8هلاکت ناگهانی بدو برسد و دامی که پنهان کرد خودش را بگیرد و در آن به هلاکت گرفتار گردد.
8quemadmodum multiplicasti misericordiam tuam, Deus. Filii autem hominum in tegmine alarum tuarum sperabunt.
9و اما جان من در خداوندوجد خواهد کرد و در نجات او شادی خواهدنمود.
9Inebriabuntur ab ubertate domus tuæ, et torrente voluptatis tuæ potabis eos:
10همه استخوانهایم میگویند «ای خداوندکیست مانند تو که مسکین را از شخص قوی تر ازاو میرهاند و مسکین وفقیر را از تاراج کننده وی.»
10quoniam apud te est fons vitæ, et in lumine tuo videbimus lumen.
11شاهدان کینه ور برخاستهاند. چیزهایی را که نمی دانستم از من میپرسند.
11Prætende misericordiam tuam scientibus te, et justitiam tuam his qui recto sunt corde.
12به عوض نیکویی بدی به من میکنند. جان مرا بیکس گردانیدهاند.
12Non veniat mihi pes superbiæ, et manus peccatoris non moveat me.
13و اما من چون ایشان بیمار میبودند پلاس میپوشیدم. جان خود را به روزه میرنجانیدم ودعایم به سینهام برمی گشت.
13Ibi ceciderunt qui operantur iniquitatem; expulsi sunt, nec potuerunt stare.]
14مثل آنکه اودوست و برادرم میبود، سرگردان میرفتم. چون کسیکه برای مادرش ماتم گیرد، از حزن خم میشدم.
no verse 14 in this text
15ولی چون افتادم شادیکنان جمع شدند. آن فرومایگان بر من جمع شدند. و کسانی که نشناخته بودم مرا دریدند و ساکت نشدند.
no verse 15 in this text
16مثل فاجرانی که برای نان مسخرگی میکنند. دندانهای خود را بر من میافشردند.
no verse 16 in this text
17ای خداوند تا به کی نظر خواهی کرد! جانم را ازخرابیهای ایشان برهان و یگانه مرا از شیربچگان.
no verse 17 in this text
18و تو را در جماعت بزرگ حمد خواهم گفت. ترا در میان قوم عظیم تسبیح خواهم خواند.
no verse 18 in this text
19تاآنانی که بیسبب دشمن منند، بر من فخر نکنند. وآنانی که بر من بیسبب بغض مینمایند، چشمک نزنند.
no verse 19 in this text
20زیرا برای سلامتی سخن نمی گویند و برآنانی که در زمین آرامند سخنان حیله آمیز را تفکرمی کنند.
no verse 20 in this text
21و دهان خود را بر من باز کرده، میگویند هه هه چشم ما دیده است.
no verse 21 in this text
22ای خداوند تو آن را دیدهای پس سکوت مفرما. ای خداوند از من دور مباش.
no verse 22 in this text
23خویشتن را برانگیز وبرای داد من بیدار شو، ای خدای من و خداوند من برای دعوی من.
no verse 23 in this text
24ای یهوه خدایم مرا موافق عدل خود داد بده، مبادا بر من شادی نمایند.
no verse 24 in this text
25تادر دل خود نگویند اینک مراد ما. تا نگویند او رابلعیدهایم.
no verse 25 in this text
26و آنانی که در بدی من شادند، با هم خجل و شرمنده شوند. و آنانی که بر من تکبرمی کنند، به خجلت و رسوایی ملبس شوند.
no verse 26 in this text
27آنانی که خواهان حق منند ترنم و شادی نمایند. و دائم گویند خداوند بزرگ است که به سلامتی بنده خود رغبت دارد.
no verse 27 in this text
28و زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد و تسبیح تو را تمامی روز.
no verse 28 in this text
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.