مزامیر 59
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Clementine Vulgate, 1598
1تا او را بکشند ای خدایم مرا از دشمنانم برهان! مرا ازمقاومت کنندگانم برافراز!
1In finem, pro his qui immutabuntur, in tituli inscriptionem ipsi David, in doctrinam,
2مرا ازگناهکاران خلاصی ده! و از مردمان خون ریزرهایی بخش!
2cum succendit Mesopotamiam Syriæ et Sobal, et convertit Joab, et percussit Idumæam in valle Salinarum duodecim millia.
3زیرا اینک برای جانم کمین میسازند و زورآوران به ضد من جمع شدهاند، بدون تقصیر منای خداوند و بدون گناه من.
3[Deus, repulisti nos, et destruxisti nos; iratus es, et misertus es nobis.
4بی قصور من میشتابند و خود را آماده میکنند. پس برای ملاقات من بیدار شو و ببین.
4Commovisti terram, et conturbasti eam; sana contritiones ejus, quia commota est.
5اما توای یهوه، خدای صبایوت، خدای اسرائیل! بیدارشده، همه امتها را مکافات برسان و بر غداران بدکار شفقت مفرما، سلاه.
5Ostendisti populo tuo dura; potasti nos vino compunctionis.
6شامگاهان برمی گردند و مثل سگ بانگ میکنند و در شهردور میزنند.
6Dedisti metuentibus te significationem, ut fugiant a facie arcus; ut liberentur dilecti tui.
7از دهان خود بدی را فرومی ریزند. در لبهای ایشان شمشیرهاست. زیرا میگویند: «کیست که بشنود؟»
7Salvum fac dextera tua, et exaudi me.
8و اما توای خداوند، بر ایشان خواهی خندید و تمامی امتها را استهزا خواهی نمود.
8Deus locutus est in sancto suo: lætabor, et partibor Sichimam; et convallem tabernaculorum metibor.
9ای قوت من بسوی تو انتظار خواهم کشید زیراخدا قلعه بلند من است.
9Meus est Galaad, et meus est Manasses; et Ephraim fortitudo capitis mei. Juda rex meus;
10خدای رحمت من پیش روی من خواهد رفت. خدا مرا بردشمنانم نگران خواهد ساخت.
10Moab olla spei meæ. In Idumæam extendam calceamentum meum: mihi alienigenæ subditi sunt.
11ایشان را به قتل مرسان.
11Quis deducet me in civitatem munitam? quis deducet me usque in Idumæam?
12بهسبب گناه زبان و سخنان لبهای خود، در تکبر خویش گرفتار شوند. و به عوض لعنت و دروغی که میگویند،
12nonne tu, Deus, qui repulisti nos? et non egredieris, Deus, in virtutibus nostris?
13ایشان را فانی کن در غضب فانی کن تا نیست گردند و بدانند که خدادر یعقوب تا اقصای زمین سلطنت میکند. سلاه.
13Da nobis auxilium de tribulatione, quia vana salus hominis.
14و شامگاهان برگردیده، مثل سگ بانگ زنند ودر شهر گردش کنند.
14In Deo faciemus virtutem; et ipse ad nihilum deducet tribulantes nos.]
15و برای خوراک پراکنده شوند و سیر نشده، شب را بسر برند.
no verse 15 in this text
16و اما من قوت تو را خواهم سرایید و بامدادان از رحمت تو ترنم خواهم نمود. زیرا قلعه بلند من هستی ودر روز تنگی ملجای منی.
no verse 16 in this text
17ای قوت من برای تو سرود میخوانم، زیرا خدا قلعه بلند من است وخدای رحمت من.
no verse 17 in this text
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.