مزامیر 139
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Clementine Vulgate, 1598
1ای خداوند مرا آزموده وشناختهای.
1In finem. Psalmus David.
2تو نشستن و برخاستن مرا میدانی و فکرهای مرا از دور فهمیدهای.
2[Eripe me, Domine, ab homine malo; a viro iniquo eripe me.
3راه و خوابگاه مرا تفتیش کردهای و همه طریق های مرا دانستهای.
3Qui cogitaverunt iniquitates in corde, tota die constituebant prælia.
4زیرا که سخنی بر زبان من نیست، جز اینکه توای خداوند آن را تمام دانستهای.
4Acuerunt linguas suas sicut serpentis; venenum aspidum sub labiis eorum.
5از عقب و از پیش مرا احاطه کردهای و دست خویش را بر من نهادهای.
5Custodi me, Domine, de manu peccatoris, et ab hominibus iniquis eripe me. Qui cogitaverunt supplantare gressus meos:
6اینگونه معرفت برایم زیاده عجیب است. و بلند است که بدان نمی توانم رسید.
6absconderunt superbi laqueum mihi. Et funes extenderunt in laqueum; juxta iter, scandalum posuerunt mihi.
7از روح تو کجا بروم؟ و از حضور تو کجابگریزم؟
7Dixi Domino: Deus meus es tu; exaudi, Domine, vocem deprecationis meæ.
8اگر به آسمان صعود کنم، تو آنجاهستی! و اگر در هاویه بستر بگسترانم اینک توآنجا هستی!
8Domine, Domine, virtus salutis meæ, obumbrasti super caput meum in die belli.
9اگر بالهای سحر را بگیرم و دراقصای دریا ساکن شوم،
9Ne tradas me, Domine, a desiderio meo peccatori: cogitaverunt contra me; ne derelinquas me, ne forte exaltentur.
10در آنجا نیز دست تومرا رهبری خواهد نمود و دست راست تو مراخواهد گرفت.
10Caput circuitus eorum: labor labiorum ipsorum operiet eos.
11و گفتم: «یقین تاریکی مرا خواهدپوشانید.» که در حال شب گرداگرد من روشنایی گردید.
11Cadent super eos carbones; in ignem dejicies eos: in miseriis non subsistent.
12تاریکی نیز نزد تو تاریک نیست و شب مثل روز روشن است و تاریکی و روشنایی یکی است.
12Vir linguosus non dirigetur in terra; virum injustum mala capient in interitu.
13زیرا که تو بر دل من مالک هستی؛ مرا دررحم مادرم نقش بستی.
13Cognovi quia faciet Dominus judicium inopis, et vindictam pauperum.
14تو را حمد خواهم گفت زیرا که به طور مهیب و عجیب ساخته شدهام. کارهای تو عجیب است و جان من این رانیکو میداند.
14Verumtamen justi confitebuntur nomini tuo, et habitabunt recti cum vultu tuo.]
15استخوانهایم از تو پنهان نبودوقتی که در نهان ساخته میشدم و در اسفل زمین نقشبندی میگشتم.
no verse 15 in this text
16چشمان تو جنین مرا دیده است و در دفتر تو همه اعضای من نوشته شده، درروزهایی که ساخته میشد، وقتی که یکی از آنهاوجود نداشت.
no verse 16 in this text
17ای خدا، فکرهای تو نزد من چه قدر گرامی است و جمله آنها چه عظیم است!
no verse 17 in this text
18اگر آنها رابشمارم، از ریگ زیاده است. وقتی که بیدارمی شوم هنوز نزد تو حاضر هستم.
no verse 18 in this text
19یقینای خدا شریران را خواهی کشت. پسای مردمان خون ریز از من دور شوید.
no verse 19 in this text
20زیرا سخنان مکرآمیز درباره تو میگویند و دشمنانت نام تو رابه باطل میبرند.
no verse 20 in this text
21ای خداوند آیا نفرت نمی دارم از آنانی که تو را نفرت میدارند، و آیامخالفان تو را مکروه نمی شمارم؟
no verse 21 in this text
22ایشان را به نفرت تام نفرت میدارم. ایشان را دشمنان خویشتن میشمارم.
no verse 22 in this text
23ای خدا مرا تفتیش کن و دل مرا بشناس. مرابیازما و فکرهای مرا بدان،
no verse 23 in this text
24و ببین که آیا در من راه فساد است! و مرا به طریق جاودانی هدایت فرما.
no verse 24 in this text
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.