مزامیر 38
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Douay-Rheims Bible, American Edition (1899)
1ای خداوند مرا در غضب خود توبیخ منما و در خشم خویش تادیبم مفرما.
1Unto the end, for Idithun himself, a canticle of David.
2زیرا که تیرهای تو در من فرو رفته و دست تو برمن فرود آمده است.
2I said: I will take heed to my ways: that I sin not with my tongue. I have set guard to my mouth, when the sinner stood against me.
3در جسد من بهسبب غضب تو صحتی نیست و در استخوانهایم بهسبب خطای خودم سلامتی نی.
3I was dumb, and was humbled, and kept silence from good things: and my sorrow was renewed.
4زیرا گناهانم از سرم گذشته است. مثل بارگران از طاقتم سنگین ترشده.
4My heart grew hot within me: and in my meditation a fire shall flame out.
5جراحات من متعفن و مقروح شده است، بهسبب حماقت من.
5I spoke with my tongue: O Lord, make me know my end. And what is the number of my days: that I may know what is wanting to me.
6به خود میپیچم وبی نهایت منحنی شدهام. تمامی روز ماتمکنان تردد میکنم.
6Behold thou hast made my days measurable: and my substance is as nothing before thee. And indeed all things are vanity: every man living.
7زیرا کمر من از سوزش پر شده است و در جسد من صحتی نیست.
7Surely man passeth as an image: yea, and he is disquieted in vain. He storeth up: and he knoweth not for whom he shall gather these things.
8من بیحس و بینهایت کوفته شدهام و از فغان دل خود نعره میزنم.
8And now what is my hope? is it not the Lord? and my substance is with thee.
9ای خداوند تمامی آرزوی من در مد نظر تواست و ناله های من از تو مخفی نمی باشد.
9Deliver thou me from all my iniquities: thou hast made me a reproach to the fool.
10دل من میطپد و قوتم از من رفته است و نور چشمانم نیز با من نیست.
10I was dumb, and I opened not my mouth, because thou hast done it.
11دوستان و رفیقانم از بلای من برکنار میایستند و خویشان من دور ایستادهاند.
11Remove thy scourges from me. The strength of thy hand hath made me faint in rebukes:
12آنانی که قصد جانم دارند دام میگسترند و بداندیشانم سخنان فتنه انگیز میگویند و تمام روزحیله را تفکر میکنند.
12Thou hast corrected man for iniquity. And thou hast made his soul to waste away like a spider: surely in vain is any man disquieted.
13و اما من مثل کر نمی شنوم. مانند گنگم که دهان خود را باز نکند.
13Hear my prayer, O Lord, and my supplication: give ear to my tears. Be not silent: for I am a stranger with thee, and a sojourner as all my fathers were.
14و مثل کسی گردیدهام که نمی شنود و کسیکه در زبانش حجتی نباشد.
14O forgive me, that I may be refreshed, before I go hence, and be no more.
15زیرا کهای خداوند انتظار تو را میکشم. توای یهوه خدایم جواب خواهی داد.
no verse 15 in this text
16چونکه گفتهام مبادا بر من شادی نمایند و چون پایم بلغزد بر من تکبر کنند.
no verse 16 in this text
17زیرا که برای افتادن نصب شدهام ودرد من همیشه پیش روی من است.
no verse 17 in this text
18زیرا گناه خود را اخبار مینمایم و از خطای خود غمگین هستم.
no verse 18 in this text
19اما دشمنانم زنده و زورآوراند و آنانی که بیسبب بر من بغض مینمایند بسیاراند.
no verse 19 in this text
20وآنانی که به عوض نیکی به من بدی میرسانند. برمن عداوت میورزند زیرا نیکویی را پیروی میکنم.
no verse 20 in this text
21ای خداوند مرا ترک منما. ای خدای من از من دور مباش.
no verse 21 in this text
22و برای اعانت من تعجیل فرماای خداوندی که نجات من هستی.
no verse 22 in this text
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.