امثال 9
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Clementine Vulgate, 1598
1حکمت، خانه خود را بنا کرده، و هفت ستونهای خویش را تراشیده است.
1[Sapientia ædificavit sibi domum: excidit columnas septem.
2ذبایح خود را ذبح نموده و شراب خود را ممزوج ساخته و سفره خود را نیز آراسته است.
2Immolavit victimas suas, miscuit vinum, et proposuit mensam suam.
3کنیزان خود را فرستاده، ندا کرده است، بر پشتهای بلندشهر.
3Misit ancillas suas ut vocarent ad arcem et ad mœnia civitatis.
4هرکه جاهل باشد به اینجا بیاید، و هرکه ناقص العقل است او را میگوید.
4Si quis est parvulus, veniat ad me. Et insipientibus locuta est:
5بیایید از غذای من بخورید، و از شرابی که ممزوج ساختهام بنوشید.
5Venite, comedite panem meum, et bibite vinum quod miscui vobis.
6جهالت را ترک کرده، زنده بمانید، و به طریق فهم سلوک نمایید.
6Relinquite infantiam, et vivite, et ambulate per vias prudentiæ.]
7هرکه استهزاکننده راتادیب نماید، برای خویشتن رسوایی را تحصیل کند، و هرکه شریر را تنبیه نماید برای او عیب میباشد.
7[Qui erudit derisorem, ipse injuriam sibi facit, et qui arguit impium, sibi maculam generat.
8استهزاکننده را تنبیه منما مبادا از تونفرت کند، اما مرد حکیم را تنبیه نما که تو رادوست خواهد داشت.
8Noli arguere derisorem, ne oderit te: argue sapientem, et diliget te.
9مرد حکیم را پند ده که زیاده حکیم خواهد شد. مرد عادل را تعلیم ده که علمش خواهد افزود.
9Da sapienti occasionem, et addetur ei sapientia; doce justum, et festinabit accipere.
10ابتدای حکمت ترس خداوند است، و معرفت قدوس فطانت میباشد.
10Principium sapientiæ timor Domini, et scientia sanctorum prudentia.
11زیرا که به واسطه من روزهای تو کثیر خواهدشد، و سالهای عمر از برایت زیاده خواهدگردید.
11Per me enim multiplicabuntur dies tui, et addentur tibi anni vitæ.
12اگر حکیم هستی، برای خویشتن حکیم هستی. و اگر استهزا نمایی به تنهایی متحمل آن خواهی بود.
12Si sapiens fueris, tibimetipsi eris; si autem illusor, solus portabis malum.]
13زن احمق یاوهگو است، جاهل است و هیچ نمی داند،
13[Mulier stulta et clamosa, plenaque illecebris, et nihil omnino sciens,
14و نزد در خانه خود مینشیند، درمکانهای بلند شهر بر کرسی،
14sedit in foribus domus suæ, super sellam in excelso urbis loco,
15تا راه روندگان رابخواند، و آنانی را که به راههای خود براستی میروند.
15ut vocaret transeuntes per viam, et pergentes itinere suo:
16هرکه جاهل باشد به اینجا برگردد، وبه ناقص العقل میگوید:
16Qui est parvulus declinet ad me. Et vecordi locuta est:
17«آبهای دزدیده شده شیرین است، و نان خفیه لذیذ میباشد.»
17Aquæ furtivæ dulciores sunt, et panis absconditus suavior.
18و اونمی داند که مردگان در آنجا هستند، ودعوتشدگانش در عمقهای هاویه میباشند.
18Et ignoravit quod ibi sint gigantes, et in profundis inferni convivæ ejus.]
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.