امثال 16
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Clementine Vulgate, 1598
1تدبیرهای دل از آن انسان است، اماتنطق زبان از جانب خداوند میباشد.
1[Hominis est animam præparare, et Domini gubernare linguam.
2همه راههای انسان در نظر خودش پاک است، اما خداوند روحها را ثابت میسازد.
2Omnes viæ hominis patent oculis ejus; spirituum ponderator est Dominus.
3اعمال خود را به خداوند تفویض کن، تافکرهای تو استوار شود.
3Revela Domino opera tua, et dirigentur cogitationes tuæ.
4خداوند هر چیز را برای غایت آن ساخته است، و شریران را نیز برای روز بلا.
4Universa propter semetipsum operatus est Dominus; impium quoque ad diem malum.
5هرکه دل مغرور دارد نزد خداوند مکروه است، و او هرگز مبرا نخواهد شد.
5Abominatio Domini est omnis arrogans; etiamsi manus ad manum fuerit, non est innocens. Initium viæ bonæ facere justitiam; accepta est autem apud Deum magis quam immolare hostias.
6از رحمت و راستی، گناه کفاره میشود، و به ترس خداوند، از بدی اجتناب میشود.
6Misericordia et veritate redimitur iniquitas, et in timore Domini declinatur a malo.
7چون راههای شخص پسندیده خداوندباشد، دشمنانش را نیز با وی به مصالحه میآورد.
7Cum placuerint Domino viæ hominis, inimicos quoque ejus convertet ad pacem.
8اموال اندک که با انصاف باشد بهتر است، ازدخل فراوان بدون انصاف.
8Melius est parum cum justitia quam multi fructus cum iniquitate.
9دل انسان در طریقش تفکر میکند، اماخداوند قدمهایش را استوار میسازد.
9Cor hominis disponit viam suam, sed Domini est dirigere gressus ejus.]
10وحی بر لبهای پادشاه است، و دهان او درداوری تجاوز نمی نماید.
10[Divinatio in labiis regis; in judicio non errabit os ejus.
11ترازو و سنگهای راست از آن خداونداست و تمامی سنگهای کیسه صنعت وی میباشد.
11Pondus et statera judicia Domini sunt, et opera ejus omnes lapides sacculi.
12عمل بد نزد پادشاهان مکروه است، زیرا که کرسی ایشان از عدالت برقرار میماند.
12Abominabiles regi qui agunt impie, quoniam justitia firmatur solium.
13لبهای راستگو پسندیده پادشاهان است، وراستگویان را دوست میدارند.
13Voluntas regum labia justa; qui recta loquitur diligetur.
14غضب پادشاهان، رسولان موت است امامرد حکیم آن را فرو مینشاند.
14Indignatio regis nuntii mortis, et vir sapiens placabit eam.
15در نور چهره پادشاه حیاتاست، ورضامندی او مثل ابر نوبهاری است.
15In hilaritate vultus regis vita, et clementia ejus quasi imber serotinus.]
16تحصیل حکمت از زر خالص چه بسیاربهتر است، و تحصیل فهم از نقره برگزیده تر.
16[Posside sapientiam, quia auro melior est, et acquire prudentiam, quia pretiosior est argento.
17طریق راستان، اجتناب نمودن از بدی است، و هرکه راه خود را نگاه دارد جان خویش را محافظت مینماید.
17Semita justorum declinat mala; custos animæ suæ servat viam suam.
18تکبر پیش رو هلاکت است، و دل مغرورپیش رو خرابی.
18Contritionem præcedit superbia, et ante ruinam exaltatur spiritus.
19با تواضع نزد حلیمان بودن بهتر است، ازتقسیم نمودن غنیمت با متکبران.
19Melius est humiliari cum mitibus quam dividere spolia cum superbis.
20هرکه در کلام تعقل کند سعادتمندی خواهد یافت، و هرکه به خداوند توکل نمایدخوشابحال او.
20Eruditus in verbo reperiet bona, et qui sperat in Domino beatus est.
21هرکه دل حکیم دارد فهیم خوانده میشود، و شیرینی لبها علم را میافزاید.
21Qui sapiens est corde appellabitur prudens, et qui dulcis eloquio majora percipiet.
22عقل برای صاحبش چشمه حیاتاست، اما تادیب احمقان، حماقت است.
22Fons vitæ eruditio possidentis; doctrina stultorum fatuitas.]
23دل مرد حکیم دهان او را عاقل میگرداند، و علم را بر لبهایش میافزاید.
23[Cor sapientis erudiet os ejus, et labiis ejus addet gratiam.
24سخنان پسندیده مثلشان عسل است، برای جان شیرین است و برای استخوانهاشفادهنده.
24Favus mellis composita verba; dulcedo animæ sanitas ossium.
25راهی هست که در نظر انسان راست است، اما عاقبت آن راه، موت میباشد.
25Est via quæ videtur homini recta, et novissima ejus ducunt ad mortem.
26اشتهای کارگر برایش کار میکند، زیرا که دهانش او را بر آن تحریض مینماید.
26Anima laborantis laborat sibi, quia compulit eum os suum.
27مرد لئیم شرارت را میاندیشد، و برلبهایش مثل آتش سوزنده است.
27Vir impius fodit malum, et in labiis ejus ignis ardescit.
28مرد دروغگو نزاع میپاشد، و نمام دوستان خالص را از همدیگر جدا میکند.
28Homo perversus suscitat lites, et verbosus separat principes.
29مرد ظالم همسایه خود را اغوا مینماید، واو را به راه غیر نیکو هدایت میکند.
29Vir iniquus lactat amicum suum, et ducit eum per viam non bonam.
30چشمان خود را بر هم میزند تا دروغ رااختراع نماید، و لبهایش را میخاید و بدی را به انجام میرساند.
30Qui attonitis oculis cogitat prava, mordens labia sua perficit malum.
31سفیدمویی تاج جمال است، هنگامی که درراه عدالت یافت شود.
31Corona dignitatis senectus, quæ in viis justitiæ reperietur.
32کسیکه دیرغضب باشد از جبار بهتر است، و هرکه بر روح خود مالک باشد از تسخیرکننده شهر افضل است.
32Melior est patiens viro forti, et qui dominatur animo suo expugnatore urbium.
33قرعه در دامنانداخته میشود، لیکن تمامی حکم آن از خداوند است.
33Sortes mittuntur in sinum, sed a Domino temperantur.]
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.