ایّوب
Chapter 3
Old Persian Version (ترج…
vs Clementine Vulgate…
Aa
Text size
Line width
Verse numbers
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Clementine Vulgate, 1598
1و بعد از آن ایوب دهان خود را باز کرده، روز خود را نفرین کرد.
1Post hæc aperuit Job os suum, et maledixit diei suo,
2و ایوب متکلم شده، گفت:
2et locutus est:
3«روزی که در آن متولد شدم، هلاک شود و شبی که گفتند مردی در رحم قرار گرفت،
3[Pereat dies in qua natus sum, et nox in qua dictum est: Conceptus est homo.
4آن روز تاریکی شود. و خدا از بالا بر آن اعتنانکند و روشنایی بر او نتابد.
4Dies ille vertatur in tenebras: non requirat eum Deus desuper, et non illustretur lumine.
5تاریکی و سایه موت، آن را به تصرف آورند. ابر بر آن ساکن شود. کسوفات روز آن را بترساند.
5Obscurent eum tenebræ et umbra mortis; occupet eum caligo, et involvatur amaritudine.
6و آن شب را ظلمت غلیظ فرو‌گیرد و در میان روزهای سال شادی نکند، و به شماره ماهها داخل نشود.
6Noctem illam tenebrosus turbo possideat; non computetur in diebus anni, nec numeretur in mensibus.
7اینک آن شب نازاد باشد. و آواز شادمانی در آن شنیده نشود.
7Sit nox illa solitaria, nec laude digna.
8لعنت کنندگان روز، آن را نفرین نمایند، که در برانگیزانیدن لویاتان ماهر می‌باشند.
8Maledicant ei qui maledicunt diei, qui parati sunt suscitare Leviathan.
9ستارگان شفق آن، تاریک گردد و انتظار نوربکشد و نباشد، و مژگان سحر را نبیند،
9Obtenebrentur stellæ caligine ejus; expectet lucem, et non videat, nec ortum surgentis auroræ.
10چونکه درهای رحم مادرم را نبست، و مشقت را ازچشمانم مستور نساخت.
10Quia non conclusit ostia ventris qui portavit me, nec abstulit mala ab oculis meis.
11«چرا از رحم مادرم نمردم؟ و چون از شکم بیرون آمدم چرا جان ندادم؟
11Quare non in vulva mortuus sum? egressus ex utero non statim perii?
12چرا زانوها مراقبول کردند، و پستانها تا مکیدم؟
12Quare exceptus genibus? cur lactatus uberibus?
13زیرا تا بحال می‌خوابیدم و آرام می‌شدم. در خواب می‌بودم واستراحت می‌یافتم.
13Nunc enim dormiens silerem, et somno meo requiescerem
14با پادشاهان و مشیران جهان، که خرابه‌ها برای خویشتن بنا نمودند،
14cum regibus et consulibus terræ, qui ædificant sibi solitudines;
15یابا سروران که طلا داشتند، و خانه های خود را ازنقره پر ساختند.
15aut cum principibus qui possident aurum, et replent domos suas argento;
16یا مثل سقط پنهان شده نیست می‌بودم، مثل بچه هایی که روشنایی را ندیدند.
16aut sicut abortivum absconditum non subsisterem, vel qui concepti non viderunt lucem.
17در آنجا شریران از شورش باز می‌ایستند، و درآنجا خستگان می‌آرامند،
17Ibi impii cessaverunt a tumultu, et ibi requieverunt fessi robore.
18در آنجا اسیران دراطمینان با هم ساکنند، و آواز کارگذاران رانمی شنوند.
18Et quondam vincti pariter sine molestia, non audierunt vocem exactoris.
19کوچک و بزرگ در آنجا یک‌اند. وغلام از آقایش آزاد است.
19Parvus et magnus ibi sunt, et servus liber a domino suo.
20چرا روشنی به مستمند داده شود؟ و زندگی به تلخ جانان؟
20Quare misero data est lux, et vita his qui in amaritudine animæ sunt:
21که انتظار موت را می‌کشند و یافت نمی شود، و برای آن حفره می‌زنند بیشتر از گنجها.
21qui expectant mortem, et non venit, quasi effodientes thesaurum;
22که شادی وابتهاج می‌نمایند و مسرور می‌شوند چون قبر رامی یابند؟
22gaudentque vehementer cum invenerint sepulchrum?
23چرا نور داده می‌شود به کسی‌که راهش مستور است، که خدا اطرافش را مستورساخته است؟
23viro cujus abscondita est via et circumdedit eum Deus tenebris?
24زیرا که ناله من، پیش از خوراکم می‌آید و نعره من، مثل آب ریخته می‌شود،
24Antequam comedam, suspiro; et tamquam inundantes aquæ, sic rugitus meus:
25زیرا ترسی که از آن می‌ترسیدم، بر من واقع شد. و آنچه از آن بیم داشتم بر من رسید.
25quia timor quem timebam evenit mihi, et quod verebar accidit.
26مطمئن و آرام نبودم و راحت نداشتم وپریشانی بر من آمد.»
26Nonne dissimulavi? nonne silui? nonne quievi? et venit super me indignatio.]

Tip: use the ← and → keys to turn chapters.