ایّوب 3
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Korean Bible, 1910 (한국어 성경)
1و بعد از آن ایوب دهان خود را باز کرده، روز خود را نفرین کرد.
1그 후에 욥이 입을 열어 자기의 생일을 저주하니라
2و ایوب متکلم شده، گفت:
2욥이 말을 내어 가로되
3«روزی که در آن متولد شدم، هلاک شود و شبی که گفتند مردی در رحم قرار گرفت،
3나의 난 날이 멸망하였었더라면, 남아를 배었다 하던 그 밤도 그러하였었더라면,
4آن روز تاریکی شود. و خدا از بالا بر آن اعتنانکند و روشنایی بر او نتابد.
4그 날이 캄캄하였었더라면, 하나님이 위에서 돌아보지 마셨더라면, 빛도 그 날을 비취지 말았었더라면,
5تاریکی و سایه موت، آن را به تصرف آورند. ابر بر آن ساکن شود. کسوفات روز آن را بترساند.
5유암과 사망의 그늘이 그 날을 자기 것이라 주장하였었더라면, 구름이 그 위에 덮였었더라면, 낮을 캄캄하게 하는 것이 그 날을 두렵게 하였었더라면
6و آن شب را ظلمت غلیظ فروگیرد و در میان روزهای سال شادی نکند، و به شماره ماهها داخل نشود.
6그 밤이 심한 어두움에 잡혔었더라면, 해의 날 수 가운데 기쁨이 되지 말았었더라면, 달의 수에 들지 말았었더라면,
7اینک آن شب نازاد باشد. و آواز شادمانی در آن شنیده نشود.
7그 밤이 적막하였었더라면, 그 가운데서 즐거운 소리가 일어나지 말았었더라면,
8لعنت کنندگان روز، آن را نفرین نمایند، که در برانگیزانیدن لویاتان ماهر میباشند.
8날을 저주하는 자 곧 큰 악어를 격동시키기에 익숙한 자가 그 밤을 저주하였었더라면,
9ستارگان شفق آن، تاریک گردد و انتظار نوربکشد و نباشد، و مژگان سحر را نبیند،
9그 밤에 새벽별들이 어두웠었더라면, 그 밤이 광명을 바랄지라도 얻지 못하며 동틈을 보지 못하였었더라면 좋았을 것을,
10چونکه درهای رحم مادرم را نبست، و مشقت را ازچشمانم مستور نساخت.
10이는 내 모태의 문을 닫지 아니하였고 내 눈으로 환난을 보지 않도록 하지 아니하였음이로구나
11«چرا از رحم مادرم نمردم؟ و چون از شکم بیرون آمدم چرا جان ندادم؟
11어찌하여 내가 태에서 죽어 나오지 아니하였었던가 어찌하여 내 어미가 낳을 때에 내가 숨지지 아니하였던가
12چرا زانوها مراقبول کردند، و پستانها تا مکیدم؟
12어찌하여 무릎이 나를 받았던가 어찌하여 유방이 나로 빨게 하였던가
13زیرا تا بحال میخوابیدم و آرام میشدم. در خواب میبودم واستراحت مییافتم.
13그렇지 아니하였던들 이제는 내가 평안히 누워서 자고 쉬었을 것이니
14با پادشاهان و مشیران جهان، که خرابهها برای خویشتن بنا نمودند،
14자기를 위하여 거친 터를 수축한 세상 임금들과 의사들과 함께 있었을 것이요
15یابا سروران که طلا داشتند، و خانه های خود را ازنقره پر ساختند.
15혹시 금을 가지며 은으로 집에 채운 목백들과 함께 있었을 것이며
16یا مثل سقط پنهان شده نیست میبودم، مثل بچه هایی که روشنایی را ندیدند.
16또 부지중에 낙태한 아이 같아서 세상에 있지 않았겠고 빛을 보지 못한 아이들 같았었을 것이라
17در آنجا شریران از شورش باز میایستند، و درآنجا خستگان میآرامند،
17거기서는 악한 자가 소요를 그치며 거기서는 곤비한 자가 평강을 얻으며
18در آنجا اسیران دراطمینان با هم ساکنند، و آواز کارگذاران رانمی شنوند.
18거기서는 갇힌 자가 다 함께 평안히 있어 감독자의 소리를 듣지 아니하며
19کوچک و بزرگ در آنجا یکاند. وغلام از آقایش آزاد است.
19거기서는 작은 자나 큰 자나 일반으로 있고 종이 상전에게서 놓이느니라
20چرا روشنی به مستمند داده شود؟ و زندگی به تلخ جانان؟
20어찌하여 곤고한 자에게 빛을 주셨으며 마음이 번뇌한 자에게 생명을 주셨는고
21که انتظار موت را میکشند و یافت نمی شود، و برای آن حفره میزنند بیشتر از گنجها.
21이러한 자는 죽기를 바라도 오지 아니하니 그것을 구하기를 땅을 파고 숨긴 보배를 찾음보다 더하다가
22که شادی وابتهاج مینمایند و مسرور میشوند چون قبر رامی یابند؟
22무덤을 찾아 얻으면 심히 기뻐하고 즐거워하나니
23چرا نور داده میشود به کسیکه راهش مستور است، که خدا اطرافش را مستورساخته است؟
23하나님에게 둘러싸여 길이 아득한 사람에게 어찌하여 빛을 주셨는고
24زیرا که ناله من، پیش از خوراکم میآید و نعره من، مثل آب ریخته میشود،
24나는 먹기 전에 탄식이 나며 나의 앓는 소리는 물이 쏟아지는 것 같구나
25زیرا ترسی که از آن میترسیدم، بر من واقع شد. و آنچه از آن بیم داشتم بر من رسید.
25나의 두려워하는 그것이 내게 임하고 나의 무서워하는 그것이 내 몸에 미쳤구나
26مطمئن و آرام نبودم و راحت نداشتم وپریشانی بر من آمد.»
26평강도 없고, 안온도 없고, 안식도 없고, 고난만 임하였구나
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.