ایّوب 32
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Korean Bible, 1910 (한국어 성경)
1پس آن سه مرد از جواب دادن به ایوب باز ماندند چونکه او در نظر خود عادل بود.
1욥이 스스로 의롭게 여기므로 그 세 사람의 대답이 그치매
2آنگاه خشم الیهو ابن برکئیل بوزی که ازقبیله رام بود مشتعل شد، و غضبش بر ایوب افروخته گردید، از این جهت که خویشتن را ازخدا عادلتر مینمود.
2람 족속 부스 사람 바라겔의 아들 엘리후가 노를 발하니 그가 욥에게 노를 발함은 욥이 하나님보다 자기가 의롭다 함이요
3و خشمش بر سه رفیق خود افروخته گردید، از این جهت که هرچندجواب نمی یافتند، اما ایوب را مجرم میشمردند.
3또 세 친구에게 노를 발함은 그들이 능히 대답지는 못하여도 욥을 정죄함이라
4و الیهو از سخنگفتن با ایوب درنگ نموده بود زیرا که ایشان در عمر، از وی بزرگتربودند.
4엘리후가 그들의 나이 자기보다 많으므로 욥에게 말하기를 참고있다가
5اما چون الیهو دید که به زبان آن سه مردجوابی نیست، پس خشمش افروخته شد.
5세 사람의 입에 대답이 없음을 보고 노를 발하니라
6و الیهو ابن برکئیل بوزی به سخن آمده، گفت: «من در عمر صغیر هستم، و شما موسفید. بنابراین ترسیده، جرات نکردم که رای خود را برای شمابیان کنم.
6부스 사람 바라겔의 아들 엘리후가 발언하여 가로되 나는 연소하고 당신들은 연로하므로 참고 나의 의견을 감히 진술치 못하였노라
7و گفتم روزها سخن گوید، و کثرت سالها، حکمت را اعلام نماید.
7내가 말하기를 날이 많은 자가 말을 낼 것이요 해가 오랜 자가 지혜를 가르칠 것이라 하였으나
8لیکن در انسان روحی هست، و نفخه قادرمطلق، ایشان را فطانت میبخشد.
8사람의 속에는 심령이 있고 전능자의 기운이 사람에게 총명을 주시나니
9بزرگان نیستند که حکمت دارند، و نه پیران که انصاف را میفهمند.
9대인이라고 지혜로운 것이 아니요 노인이라고 공의를 깨닫는 것이 아니라
10بنابراین میگویم که مرا بشنو. و من نیز رای خود را بیان خواهم نمود.
10그러므로 내가 말하노니 내 말을 들으라 나도 내 의견을 보이리라
11اینک از سخنگفتن با شما درنگ نمودم، و براهین شما را گوش گرفتم. تا سخنان را کاوش گردید.
11내가 당신들의 말을 기다렸고 당신들이 할 말을 합당하도록 하여 보는 동안에 그 변론에 내 귀를 기울였더니
12و من در شما تامل نمودم و اینک کسی از شما نبود که ایوب را ملزم سازد. یا سخنان او را جواب دهد.
12자세히 들은즉 당신들 가운데 욥을 꺾어 그 말을 대답하는 자가 없도다
13مبادا بگویید که حکمت رادریافت نمودهایم، خدا او را مغلوب میسازد و نه انسان.
13당신들이 혹시라도 말하기를 우리가 지혜를 깨달았었구나 그를 이길 자는 하나님이시요 사람이 아니라 하지 말지니라
14زیرا که سخنان خود را به ضد من ترتیب نداده است، و به سخنان شما او را جواب نخواهم داد.
14그가 내게 말을 내지 아니하였으니 나도 당신들의 말처럼 그에게 대답지 아니하리라
15ایشان حیران شده، دیگر جواب ندادند، وسخن از ایشان منقطع شد.
15그들이 놀라서 다시 대답하지 못하니 할 말이 없음이로구나
16پس آیا من انتظاربکشم چونکه سخن نمی گویند؟ و ساکت شده، دیگر جواب نمی دهند؟
16그들이 말이 없이 가만히 서서 다시 대답지 아니한즉 내가 어찌 더 기다리랴
17پس من نیز از حصه خود جواب خواهم داد، و من نیز رای خود رابیان خواهم نمود.
17나도 내 본분대로 대답하고 나도 내 의향을 보이리니
18زیرا که از سخنان، مملوهستم. و روح باطن من، مرا به تنگ میآورد.
18내게 말이 가득하고 내 심령이 나를 강박함이니라
19اینک دل من مثل شرابی است که مفتوح نشده باشد، و مثل مشکهای تازه نزدیک است بترکد.
19보라 내 가슴은 봉한 포도주 같고 새 가죽 부대가 터지게 됨 같구나
20سخن خواهم راند تا راحت یابم و لبهای خودرا گشوده، جواب خواهم داد.
20내가 말을 발하여야 시원할 것이라 내 입을 열어 대답하리라
21حاشا از من که طرفداری نمایم و به احدی کلام تملقآمیز گویم.
21나는 결코 사람의 낯을 보지 아니하며 사람에게 아첨하지 아니하나니
22چونکه به گفتن سخنان تملقآمیز عارف نیستم. والا خالقم مرا به زودی خواهد برداشت.
22이는 아첨할 줄을 알지 못함이라 만일 그리하면 나를 지으신 자가 속히 나를 취하시리로다
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.