ایّوب
Chapter 30
Old Persian Version (ترج…
vs Clementine Vulgate…
Aa
Text size
Line width
Verse numbers
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Clementine Vulgate, 1598
1«و اما الان کسانی که از من خردسالترندبر من استهزا می‌کنند، که کراهت می‌داشتم از اینکه پدران ایشان را با سگان گله خود بگذارم.
1[Nunc autem derident me juniores tempore, quorum non dignabar patres ponere cum canibus gregis mei:
2قوت دستهای ایشان نیز برای من چه فایده داشت؟ کسانی که توانایی ایشان ضایع شده بود،
2quorum virtus manuum mihi erat pro nihilo, et vita ipsa putabantur indigni:
3از احتیاج و قحطی بی‌تاب شده، زمین خشک را در ظلمت خرابی و ویرانی می‌خاییدند.
3egestate et fame steriles, qui rodebant in solitudine, squallentes calamitate et miseria.
4خبازی را در میان بوته‌ها می‌چیدند، و ریشه شورگیاه نان ایشان بود.
4Et mandebant herbas, et arborum cortices, et radix juniperorum erat cibus eorum:
5از میان (مردمان ) رانده می‌شدند. از عقب ایشان مثل دزدان، هیاهومی کردند.
5qui de convallibus ista rapientes, cum singula reperissent, ad ea cum clamore currebant.
6در گریوه های وادیها ساکن می‌شدند. در حفره های زمین و در صخره‌ها.
6In desertis habitabant torrentium, et in cavernis terræ, vel super glaream:
7در میان بوته‌ها عرعر می‌کردند، زیر خارها با هم جمع می‌شدند.
7qui inter hujuscemodi lætabantur, et esse sub sentibus delicias computabant:
8ابنای احمقان و ابنای مردم بی‌نام، بیرون از زمین رانده می‌گردیدند.
8filii stultorum et ignobilium, et in terra penitus non parentes.
9و اما الان سرود ایشان شده‌ام و از برای ایشان ضرب‌المثل گردیده‌ام.
9Nunc in eorum canticum versus sum, et factus sum eis in proverbium.
10مرا مکروه داشته، از من دورمی شوند، و از آب دهان بر رویم انداختن، بازنمی ایستند.
10Abominantur me, et longe fugiunt a me, et faciem meam conspuere non verentur.
11چونکه زه را بر من باز کرده، مرامبتلا ساخت. پس لگام را پیش رویم رها کردند.
11Pharetram enim suam aperuit, et afflixit me, et frenum posuit in os meum.
12از طرف راست من انبوه عوام الناس برخاسته، پاهایم را از پیش در می‌برند، و راههای هلاکت خویش را بر من مهیا می‌سازند.
12Ad dexteram orientis calamitates meæ illico surrexerunt: pedes meos subverterunt, et oppresserunt quasi fluctibus semitis suis.
13راه مرا خراب کرده، به اذیتم اقدام می‌نمایند، و خود معاونی ندارند.
13Dissipaverunt itinera mea; insidiati sunt mihi, et prævaluerunt: et non fuit qui ferret auxilium.
14گویا از ثلمه های وسیع می‌آیند، و ازمیان خرابه‌ها بر من هجوم می‌آورند.
14Quasi rupto muro, et aperta janua, irruerunt super me, et ad meas miserias devoluti sunt.
15ترسها برمن برگشته، آبروی مرا مثل باد تعاقب می‌کنند، و فیروزی من مثل ابر می‌گذرد.
15Redactus sum in nihilum: abstulisti quasi ventus desiderium meum, et velut nubes pertransiit salus mea.
16و الان جانم بر من ریخته شده است، و روزهای مصیبت، مرا گرفتارنموده است.
16Nunc autem in memetipso marcescit anima mea, et possident me dies afflictionis.
17شبانگاه استخوانهایم در اندرون من سفته می‌شود، و پیهایم آرام ندارد.
17Nocte os meum perforatur doloribus, et qui me comedunt, non dormiunt.
18ازشدت سختی لباسم متغیر شده است، و مرا مثل گریبان پیراهنم تنگ می‌گیرد.
18In multitudine eorum consumitur vestimentum meum, et quasi capito tunicæ succinxerunt me.
19مرا در گل انداخته است، که مثل خاک و خاکستر گردیده‌ام.
19Comparatus sum luto, et assimilatus sum favillæ et cineri.
20«نزد تو تضرع می‌نمایم و مرا مستجاب نمی کنی، و برمی خیزم و بر من نظر نمی اندازی.
20Clamo ad te, et non exaudis me: sto, et non respicis me.
21خویشتن را متبدل ساخته، بر من بیرحم شده‌ای، با قوت دست خود به من جفا می‌نمایی.
21Mutatus es mihi in crudelem, et in duritia manus tuæ adversaris mihi.
22مرا به باد برداشته، برآن سوار گردانیدی، و مرادر تندباد پراکنده ساختی.
22Elevasti me, et quasi super ventum ponens; elisisti me valide.
23زیرا می‌دانم که مرابه موت باز خواهی گردانید، و به خانه‌ای که برای همه زندگان معین است.
23Scio quia morti trades me, ubi constituta est domus omni viventi.
24یقین بر توده ویران دست خود را دراز نخواهد کرد، و چون کسی دربلا گرفتار شود، آیا به این سبب استغاثه نمی کند؟
24Verumtamen non ad consumptionem eorum emittis manum tuam: et si corruerint, ipse salvabis.
25آیا برای هر مستمندی گریه نمی کردم، و دلم به جهت مسکین رنجیده نمی شد.
25Flebam quondam super eo qui afflictus erat, et compatiebatur anima mea pauperi.
26لکن چون امید نیکویی داشتم بدی آمد، و چون انتظار نورکشیدم ظلمت رسید.
26Expectabam bona, et venerunt mihi mala: præstolabar lucem, et eruperunt tenebræ.
27احشایم می‌جوشد وآرام نمی گیرد، و روزهای مصیبت مرا درگرفته است.
27Interiora mea efferbuerunt absque ulla requie: prævenerunt me dies afflictionis.
28ماتم‌کنان بی‌آفتاب گردش می‌کنم و درجماعت برخاسته، تضرع می‌نمایم.
28Mœrens incedebam sine furore; consurgens, in turba clamabam.
29برادرشغالان شده‌ام، و رفیق شترمرغ گردیده‌ام.
29Frater fui draconum, et socius struthionum.
30پوست من سیاه گشته، از من می‌ریزد، واستخوانهایم از حرارت سوخته گردیده است.
30Cutis mea denigrata est super me, et ossa mea aruerunt præ caumate.
31بربط من به نوحه گری مبدل شده و نای من به آواز گریه کنندگان.
31Versa est in luctum cithara mea, et organum meum in vocem flentium.]

Tip: use the ← and → keys to turn chapters.