Psalms 10
Douay-Rheims Bible, American Edition (1899)Translation
Douay-Rheims Bible, American Edition (1899)
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
1Unto the end. A psalm for David.
1ای خداوند چرا دور ایستادهای و خودرا در وقت های تنگی پنهان میکنی؟
2In the Lord I put my trust: how then do you say to my soul: Get thee away from hence to the mountain like a sparrow?
2از تکبر شریران، فقیر سوخته میشود؛ درمشورت هایی که اندیشیدهاند، گرفتار میشوند.
3For, lo, the wicked have bent their bow; they have prepared their arrows in the quiver; to shoot in the dark the upright of heart.
3زیرا که شریر به شهوات نفس خود فخر میکند، و آنکه میرباید شکر میگوید و خداوند را اهانت میکند.
4For they have destroyed the things which thou hast made: but what has the just man done?
4شریر در غرور خود میگوید: «بازخواست نخواهد کرد.» همه فکرهای او اینست که خدایی نیست.
5The Lord is in his holy temple, the Lord’s throne is in heaven. His eyes look on the poor man: his eyelids examine the sons of men.
5راههای او همیشه استوار است. احکام تو از او بلند و بعید است. همه دشمنان خود را به هیچ میشمارد.
6The Lord trieth the just and the wicked: but he that loveth iniquity hateth his own soul.
6در دل خود گفته است: «هرگزجنبش نخواهم خورد، و دور به دور بدی رانخواهم دید.»
7He shall rain snares upon sinners: fire and brimstone and storms of winds shall be the portion of their cup.
7دهن او از لعنت و مکر و ظلم پر است؛ زیرزبانش مشقت و گناه است؛
8For the Lord is just, and hath loved justice: his countenance hath beheld righteousness.
8در کمینهای دهات مینشیند؛ در جایهای مخفی بیگناه را میکشد؛ چشمانش برای مسکینان مراقب است؛
no verse 9 in this text
9در جای مخفی مثل شیر در بیشه خود کمین میکند؛ به جهت گرفتن مسکین کمین میکند؛ فقیر را به دام خود کشیده، گرفتار میسازد.
no verse 10 in this text
10پس کوفته وزبون میشود؛ و مساکین در زیر جباران اومی افتند.
no verse 11 in this text
11در دل خود گفت: «خدا فراموش کرده است؛ روی خود را پوشانیده و هرگزنخواهد دید.»
no verse 12 in this text
12ای خداوند برخیز! ای خدا دست خود رابرافراز! و مسکینان را فراموش مکن.
no verse 13 in this text
13چراشریر خدا را اهانت کرده، در دل خود میگوید: «تو بازخواست نخواهی کرد؟»
no verse 14 in this text
14البته دیدهای زیرا که تو بر مشقت و غم مینگری، تا بهدست خود مکافات برسانی. مسکین امر خویش را به توتسلیم کرده است. مددکار یتیمان، تو هستی.
no verse 15 in this text
15بازوی گناهکار را بشکن. و اما شریر را ازشرارت او بازخواست کن تا آن را نیابی.
no verse 16 in this text
16خداوند پادشاه است تا ابدالاباد. امتها اززمین او هلاک خواهند شد.
no verse 17 in this text
17ای خداوندمسالت مسکینان را اجابت کردهای، دل ایشان رااستوار نمودهای و گوش خود را فراگرفتهای،
no verse 18 in this text
18تایتیمان و کوفته شدگان را دادرسی کنی. انسانی که از زمین است، دیگر نترساند.
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.