Job 41
Clementine Vulgate, 1598Translation
Clementine Vulgate, 1598
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
1[Non quasi crudelis suscitabo eum: quis enim resistere potest vultui meo?
1«آیا لویاتان را با قلاب توانی کشید؟ یازبانش را با ریسمان توانی فشرد؟
2Quis ante dedit mihi, ut reddam ei? omnia quæ sub cælo sunt, mea sunt.
2آیادر بینی او مهار توانی کشید؟ یا چانهاش را باقلاب توانی سفت؟
3Non parcam ei, et verbis potentibus, et ad deprecandum compositis.
3آیا او نزد تو تضرع زیادخواهد نمود؟ یا سخنان ملایم به تو خواهدگفت؟
4Quis revelabit faciem indumenti ejus? et in medium oris ejus quis intrabit?
4آیا با تو عهد خواهد بست یا او را برای بندگی دایمی خواهی گرفت؟
5Portas vultus ejus quis aperiet? per gyrum dentium ejus formido.
5آیا با او مثل گنجشک بازی توانی کرد؟ یا او را برای کنیزان خود توانی بست؟
6Corpus illius quasi scuta fusilia, compactum squamis se prementibus.
6آیا جماعت (صیادان ) از اوداد و ستد خواهند کرد؟ یا او را در میان تاجران تقسیم خواهند نمود؟
7Una uni conjungitur, et ne spiraculum quidem incedit per eas.
7آیا پوست او را با نیزه هامملو توانی کرد؟ یا سرش را با خطافهای ماهی گیران؟
8Una alteri adhærebit, et tenentes se nequaquam separabuntur.
8اگر دست خود را بر او بگذاری جنگ را به یاد خواهی داشت و دیگر نخواهی کرد.
9Sternutatio ejus splendor ignis, et oculi ejus ut palpebræ diluculi.
9اینک امید به او باطل است. آیا از رویتش نیز آدمی به روی درافکنده نمی شود؟
10De ore ejus lampades procedunt, sicut tædæ ignis accensæ.
10کسی اینقدر متهور نیست که او را برانگیزاند. پس کیست که در حضور من بایستد؟
11De naribus ejus procedit fumus, sicut ollæ succensæ atque ferventis.
11کیست که سبقت جسته، چیزی به من داده، تابه او رد نمایم؟ هرچه زیر آسمان است از آن من میباشد.
12Halitus ejus prunas ardere facit, et flamma de ore ejus egreditur.
12«درباره اعضایش خاموش نخواهم شد و ازجبروت و جمال ترکیب او خبر خواهم داد.
13In collo ejus morabitur fortitudo, et faciem ejus præcedit egestas.
13کیست که روی لباس او را باز تواند نمود؟ وکیست که در میان دو صف دندانش داخل شود؟
14Membra carnium ejus cohærentia sibi: mittet contra eum fulmina, et ad locum alium non ferentur.
14کیست که درهای چهرهاش را بگشاید؟ دایره دندانهایش هولناک است.
15Cor ejus indurabitur tamquam lapis, et stringetur quasi malleatoris incus.
15سپرهای زورآورش فخر او میباشد، با مهر محکم وصل شده است.
16Cum sublatus fuerit, timebunt angeli, et territi purgabuntur.
16با یکدیگر چنان چسبیدهاند که باد از میان آنهانمی گذرد.
17Cum apprehenderit eum gladius, subsistere non poterit, neque hasta, neque thorax:
17با همدیگر چنان وصل شدهاند و باهم ملتصقند که جدا نمی شوند.
18reputabit enim quasi paleas ferrum, et quasi lignum putridum æs.
18از عطسه های او نور ساطع میگردد و چشمان او مثل پلکهای فجر است.
19Non fugabit eum vir sagittarius: in stipulam versi sunt ei lapides fundæ.
19از دهانش مشعلها بیرون میآید وشعله های آتش برمی جهد.
20Quasi stipulam æstimabit malleum, et deridebit vibrantem hastam.
20از بینی های او دودبرمی آید مثل دیگ جوشنده و پاتیل.
21Sub ipso erunt radii solis, et sternet sibi aurum quasi lutum.
21از نفس او اخگرها افروخته میشود و از دهانش شعله بیرون میآید.
22Fervescere faciet quasi ollam profundum mare, et ponet quasi cum unguenta bulliunt.
22بر گردنش قوت نشیمن دارد، وهیبت پیش رویش رقص مینماید.
23Post eum lucebit semita: æstimabit abyssum quasi senescentem.
23طبقات گوشت او بهم چسبیده است، و بر وی مستحکم است که متحرک نمی شود.
24Non est super terram potestas quæ comparetur ei, qui factus est ut nullum timeret.
24دلش مثل سنگ مستحکم است، و مانند سنگ زیرین آسیا محکم میباشد.
25Omne sublime videt: ipse est rex super universos filios superbiæ.]
25چون او برمی خیزد نیرومندان هراسان میشوند، و از خوف بیخود میگردند.
no verse 26 in this text
26اگر شمشیر به او انداخته شود اثر نمی کند، و نه نیزه و نه مزراق و نه تیر.
no verse 27 in this text
27آهن را مثل کاه میشمارد و برنج را مانند چوب پوسیده.
no verse 28 in this text
28تیرهای کمان او را فرار نمی دهد و سنگهای فلاخن نزد او به کاه مبدل میشود.
no verse 29 in this text
29عمود مثل کاه شمرده میشود و بر حرکت مزراق میخندد.
no verse 30 in this text
30در زیرش پاره های سفال تیز است و گردون پرمیخ را بر گل پهن میکند.
no verse 31 in this text
31لجه را مثل دیگ میجوشاند و دریا را مانند پاتیلچه عطاران میگرداند.
no verse 32 in this text
32راه را در عقب خویش تابان میسازد به نوعی که لجه را سفیدمو گمان میبرند.
no verse 33 in this text
33بر روی خاک نظیر او نیست، که بدون خوف آفریده شده باشد.
no verse 34 in this text
34بر هرچیز بلند نظر میافکندو بر جمیع حیوانات سرکش پادشاه است.»
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.