Jób
Chapter 41
Kralice Bible (1613)
vs Old Persian Versio…
Aa
Text size
Line width
Verse numbers

Jób 41

Kralice Bible (1613)
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
1Není žádného tak smělého, kdo by jej zbudil, kdož tedy postaví se přede mnou?
1«آیا لویاتان را با قلاب توانی کشید؟ یازبانش را با ریسمان توانی فشرد؟
2Kdo mne čím předšel, abych se jemu odplacel? Cožkoli jest pode vším nebem, mé jest.
2آیادر بینی او مهار توانی کشید؟ یا چانه‌اش را باقلاب توانی سفت؟
3Nebudu mlčeti o údech jeho, a o síle výborného sformování jeho.
3آیا او نزد تو تضرع زیادخواهد نمود؟ یا سخنان ملایم به تو خواهدگفت؟
4Kdo odkryl svrchek oděvu jeho? S dvojitými udidly svými kdo k němu přistoupí?
4آیا با تو عهد خواهد بست یا او را برای بندگی دایمی خواهی گرفت؟
5Vrata úst jeho kdo otevře? Okolo zubů jeho jest hrůza.
5آیا با او مثل گنجشک بازی توانی کرد؟ یا او را برای کنیزان خود توانی بست؟
6Šupiny jeho pevné jako štítové sevřené velmi tuze.
6آیا جماعت (صیادان ) از اوداد و ستد خواهند کرد؟ یا او را در میان تاجران تقسیم خواهند نمود؟
7Jedna druhé tak blízko jest, že ani vítr nevchází mezi ně.
7آیا پوست او را با نیزه هامملو توانی کرد؟ یا سرش را با خطافهای ماهی گیران؟
8Jedna druhé se přídrží, a nedělí se.
8اگر دست خود را بر او بگذاری جنگ را به یاد خواهی داشت و دیگر نخواهی کرد.
9Od kýchání jeho zažžehá se světlo, a oči jeho jsou jako záře svitání.
9اینک امید به او باطل است. آیا از رویتش نیز آدمی به روی درافکنده نمی شود؟
10Z úst jeho jako pochodně vycházejí, a jiskry ohnivé vyskakují.
10کسی اینقدر متهور نیست که او را برانگیزاند. پس کیست که در حضور من بایستد؟
11Z chřípí jeho vychází dým, jako z kotla vroucího aneb hrnce.
11کیست که سبقت جسته، چیزی به من داده، تابه او رد نمایم؟ هرچه زیر آسمان است از آن من می‌باشد.
12Dýchání jeho uhlí rozpaluje, a plamen z úst jeho vychází.
12«درباره اعضایش خاموش نخواهم شد و ازجبروت و جمال ترکیب او خبر خواهم داد.
13V šíji jeho přebývá síla, a před ním utíká žalost.
13کیست که روی لباس او را باز تواند نمود؟ وکیست که در میان دو صف دندانش داخل شود؟
14Kusové masa jeho drží se spolu; celistvé jest v něm, aniž se rozdrobuje.
14کیست که درهای چهره‌اش را بگشاید؟ دایره دندانهایش هولناک است.
15Srdce jeho tuhé jest jako kámen, tak tuhé, jako úlomek zpodního žernovu.
15سپرهای زورآورش فخر او می‌باشد، با مهر محکم وصل شده است.
16Vyskýtání jeho bojí se nejsilnější, až se strachem i vyčišťují.
16با یکدیگر چنان چسبیده‌اند که باد از میان آنهانمی گذرد.
17Meč stihající jej neostojí, ani kopí, šíp neb i pancíř.
17با همدیگر چنان وصل شده‌اند و باهم ملتصقند که جدا نمی شوند.
18Pokládá železo za plevy, ocel za dřevo shnilé.
18از عطسه های او نور ساطع می‌گردد و چشمان او مثل پلکهای فجر است.
19Nezahání ho střela, v stéblo obrací se jemu kamení prakové.
19از دهانش مشعلها بیرون می‌آید وشعله های آتش برمی جهد.
20Za stéblo počítá střelbu, a posmívá se šermování kopím.
20از بینی های او دودبرمی آید مثل دیگ جوشنده و پاتیل.
21Pod ním ostré střepiny, stele sobě na věci špičaté jako na blátě.
21از نفس او اخگرها افروخته می‌شود و از دهانش شعله بیرون می‌آید.
22Působí, aby vřelo v hlubině jako v kotle, a kormoutilo se moře jako v moždíři.
22بر گردنش قوت نشیمن دارد، وهیبت پیش رویش رقص می‌نماید.
23Za sebou patrnou činí stezku, až sezdá, že propast má šediny.
23طبقات گوشت او بهم چسبیده است، و بر وی مستحکم است که متحرک نمی شود.
24Žádného není na zemi jemu podobného, aby tak učiněn byl bez strachu.
24دلش مثل سنگ مستحکم است، و مانند سنگ زیرین آسیا محکم می‌باشد.
25Cokoli vysokého jest, za nic pokládá, jest králem nade všemi šelmami.
25چون او برمی خیزد نیرومندان هراسان می‌شوند، و از خوف بی‌خود می‌گردند.
no verse 26 in this text
26اگر شمشیر به او انداخته شود اثر نمی کند، و نه نیزه و نه مزراق و نه تیر.
no verse 27 in this text
27آهن را مثل کاه می‌شمارد و برنج را مانند چوب پوسیده.
no verse 28 in this text
28تیرهای کمان او را فرار نمی دهد و سنگهای فلاخن نزد او به کاه مبدل می‌شود.
no verse 29 in this text
29عمود مثل کاه شمرده می‌شود و بر حرکت مزراق می‌خندد.
no verse 30 in this text
30در زیرش پاره های سفال تیز است و گردون پرمیخ را بر گل پهن می‌کند.
no verse 31 in this text
31لجه را مثل دیگ می‌جوشاند و دریا را مانند پاتیلچه عطاران می‌گرداند.
no verse 32 in this text
32راه را در عقب خویش تابان می‌سازد به نوعی که لجه را سفیدمو گمان می‌برند.
no verse 33 in this text
33بر روی خاک نظیر او نیست، که بدون خوف آفریده شده باشد.
no verse 34 in this text
34بر هرچیز بلند نظر می‌افکندو بر جمیع حیوانات سرکش پادشاه است.»

Tip: use the ← and → keys to turn chapters.