مزامیر 116
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Smith–Van Dyck Arabic Bible (فان دايك)
1خداوند را محبت مینمایم زیرا که آواز من و تضرع مرا شنیده است.
1أَحْبَبْتُ لِأَنَّ ٱلرَّبَّ يَسْمَعُ صَوْتِي، تَضَرُّعَاتِي.
2زیرا که گوش خود را به من فرا داشته است، پس مدت حیات خود، او را خواهم خواند.
2لِأَنَّهُ أَمَالَ أُذْنَهُ إِلَيَّ فَأَدْعُوهُ مُدَّةَ حَيَاتِي.
3ریسمان های موت مرا احاطه کرد و تنگیهای هاویه مرا دریافت، تنگی و غم پیدا کردم.
3ٱكْتَنَفَتْنِي حِبَالُ ٱلْمَوْتِ. أَصَابَتْنِي شَدَائِدُ ٱلْهَاوِيَةِ. كَابَدْتُ ضِيقًا وَحُزْنًا.
4آنگاه نام خداوند را خواندم. آهای خداوند جان مرارهایی ده!
4وَبِٱسْمِ ٱلرَّبِّ دَعَوْتُ: «آهِ يَارَبُّ، نَجِّ نَفْسِي!».
5خداوند رئوف و عادل است و خدای ما رحیم است.
5ٱلرَّبُّ حَنَّانٌ وَصِدِّيقٌ، وَإِلَهُنَا رَحِيمٌ.
6خداوند ساده دلان را محافظت میکند. ذلیل بودم و مرا نجات داد.
6ٱلرَّبُّ حَافِظُ ٱلْبُسَطَاءِ. تَذَلَّلْتُ فَخَلَّصَنِي.
7ای جان من به آرامی خود برگرد، زیراخداوند به تو احسان نموده است.
7ٱرْجِعِي يَا نَفْسِي إِلَى رَاحَتِكِ، لِأَنَّ ٱلرَّبَّ قَدْ أَحْسَنَ إِلَيْكِ.
8زیرا که جان مرا از موت خلاصی دادی و چشمانم را از اشک و پایهایم را از لغزیدن.
8لِأَنَّكَ أَنْقَذْتَ نَفْسِي مِنَ ٱلْمَوْتِ، وَعَيْنِي مِنَ ٱلدَّمْعَةِ، وَرِجْلَيَّ مِنَ ٱلزَّلَقِ.
9به حضور خداوند سالک خواهم بود، در زمین زندگان.
9أَسْلُكُ قُدَّامَ ٱلرَّبِّ فِي أَرْضِ ٱلْأَحْيَاءِ.
10ایمان آوردم پس سخن گفتم. من بسیار مستمند شدم.
10آمَنْتُ لِذَلِكَ تَكَلَّمْتُ: «أَنَا تَذَلَّلْتُ جِدًّا».
11درپریشانی خود گفتم که «جمیع آدمیان دروغ گویند.»
11أَنَا قُلْتُ فِي حَيْرَتِي: «كُلُّ إِنْسَانٍ كَاذِبٌ».
12خداوند را چه ادا کنم، برای همه احسانهایی که به من نموده است؟
12مَاذَا أَرُدُّ لِلرَّبِّ مِنْ أَجْلِ كُلِّ حَسَنَاتِهِ لِي؟
13پیاله نجات را خواهم گرفت و نام خداوند را خواهم خواند.
13كَأْسَ ٱلْخَلَاصِ أَتَنَاوَلُ، وَبِٱسْمِ ٱلرَّبِّ أَدْعُو.
14نذرهای خود را به خداوند ادا خواهم کرد، به حضور تمامی قوم او.
14أُوفِي نُذُورِي لِلرَّبِّ مُقَابِلَ كُلِّ شَعْبِهِ.
15موت مقدسان خداونددر نظر وی گرانبها است.
15عَزِيزٌ فِي عَيْنَيِ ٱلرَّبِّ مَوْتُ أَتْقِيَائِهِ.
16آهای خداوند، من بنده تو هستم! من بنده تو و پسر کنیز تو هستم. بندهای مرا گشودهای!
16آهِ يَارَبُّ، لِأَنِّي عَبْدُكَ! أَنَا عَبْدُكَ ٱبْنُ أَمَتِكَ. حَلَلْتَ قُيُودِي.
17قربانی های تشکر نزدتو خواهم گذرانید و نام خداوند را خواهم خواند.
17فَلَكَ أَذْبَحُ ذَبِيحَةَ حَمْدٍ، وَبِٱسْمِ ٱلرَّبِّ أَدْعُو.
18نذرهای خود را به خداوند ادا خواهم کرد، به حضور تمامی قوم وی،
18أُوفِي نُذُورِي لِلرَّبِّ مُقَابِلَ شَعْبِهِ،
19در صحن های خانه خداوند، در اندرون توای اورشلیم. هللویاه!
19فِي دِيَارِ بَيْتِ ٱلرَّبِّ، فِي وَسَطِكِ يَا أُورُشَلِيمُ. هَلِّلُويَا.
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.