אִיּוֹב

New Testament

מתיוסנט מארקהבְּשׂוֹרָה הַקְּדוֹשָׁה עַל־פִּי לוּקָסג'וןמַעֲשֵׂי הַשְּׁלִיחִיםאִגֶּרֶת פּוֹלוֹס הַשָּׁלִיחַ אֶל־הָרוֹמִיִּיםאִגֶּרֶת פּוֹלוֹס הָרִאשׁוֹנָה אֶל־הַקּוֹרִנְתִּיִּיםאִגֶּרֶת פּוֹלוֹס הָשֵּׁנִית אֶל־הַקּוֹרִנְתִּיִיםאִגֶּרֶת פּוֹלוֹס הַשָּׁלִיחַ אֶל־הַגָּלָטִיִּיםאִגֶּרֶת פּוֹלוֹס הַשָּׁלִיחַ אֶל־הָאֶפְסִיִּיםאִגֶּרֶת פּוֹלוֹס הַשָּׁלִיחַ אֶל־הַפִּילִפִּיִּיםאִגֶּרֶת פּוֹלוֹס הַשָּׁלִיחַ אֶל־הַקּוֹלַסִּים1 סלוניס2 סלוניס1 טימותי2 טימותיאִגֶּרֶת פּוֹלוֹס אֶל־טִיטוֹסאִגֶּרֶת פּוֹלוֹס אֶל־פִּילֵימוֹןאִגֶּרֶת אֶל־הָעִבְרִיםאִגֶּרֶת יַעֲקֹבהָאִגֶּרֶת הָרִאשׁוֹנָה לְפֶטְרוֹס הַשָּׁלִיחַהָאִגֶּרֶת הַשֵּׁנִית לְפֶטְרוֹס הַשָּׁלִיחַהָאִגֶּרֶת הָרִאשׁוֹנָה לְיוֹחָנָן הַשָּׁלִיחַהָאִגֶּרֶת הַשֵּׁנִית לְיוֹחָנָן הַשָּׁלִיחַהָאִגֶּרֶת הַשְּׁלִישִׁית לְיוֹחָנָן הַשָּׁלִיחַאִגֶּרֶת יְהוּדָהחזוֹן יוֹחָנָן
Chapter 31
Modern Hebrew Bible
vs Old Persian Versio…
Aa
Text size
Line width
Verse numbers

אִיּוֹב 31

Modern Hebrew Bible
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
1ברית כרתי לעיני ומה אתבונן על בתולה׃
1«با چشمان خود عهد بسته‌ام، پس چگونه بر دوشیزه‌ای نظر افکنم؟
2ומה חלק אלוה ממעל ונחלת שדי ממרמים׃
2زیراقسمت خدا از اعلی چیست؟ و نصیب قادرمطلق، از اعلی علیین؟
3הלא איד לעול ונכר לפעלי און׃
3آیا آن برای شریران هلاکت نیست؟ و به جهت عاملان بدی مصیبت نی؟
4הלא הוא יראה דרכי וכל צעדי יספור׃
4آیا او راههای مرا نمی بیند؟ و جمیع قدمهایم را نمی شمارد؟
5אם הלכתי עם שוא ותחש על מרמה רגלי׃
5اگر با دروغ راه می‌رفتم یا پایهایم با فریب می‌شتابید،
6ישקלני במאזני צדק וידע אלוה תמתי׃
6مرا به میزان عدالت بسنجد، تا خدا کاملیت مرا بداند.
7אם תטה אשרי מני הדרך ואחר עיני הלך לבי ובכפי דבק מאום׃
7اگرقدمهایم از طریق آواره گردیده، و قلبم در‌پی چشمانم رفته، و لکه‌ای به‌دستهایم چسبیده باشد،
8אזרעה ואחר יאכל וצאצאי ישרשו׃
8پس من کشت کنم و دیگری بخورد، ومحصول من از ریشه‌کنده شود.
9אם נפתה לבי על אשה ועל פתח רעי ארבתי׃
9اگر قلبم به زنی فریفته شده، یا نزد در همسایه خود در کمین نشسته باشم،
10תטחן לאחר אשתי ועליה יכרעון אחרין׃
10پس زن من برای شخصی دیگرآسیا کند، و دیگران بر او خم شوند.
11כי הוא זמה והיא עון פלילים׃
11زیرا که آن قباحت می‌بود و تقصیری سزاوار حکم داوران.
12כי אש היא עד אבדון תאכל ובכל תבואתי תשרש׃
12چونکه این آتشی می‌بود که تا ابدون می‌سوزانید، و تمامی محصول مرا از ریشه می‌کند.
13אם אמאס משפט עבדי ואמתי ברבם עמדי׃
13اگر دعوی بنده و کنیز خود را ردمی کردم، هنگامی که بر من مدعی می‌شدند.
14ומה אעשה כי יקום אל וכי יפקד מה אשיבנו׃
14پس چون خدا به ضد من برخیزد چه خواهم کرد؟ و هنگامی که تفتیش نماید به او چه جواب خواهم داد؟
15הלא בבטן עשני עשהו ויכננו ברחם אחד׃
15آیا آن کس که مرا در رحم آفریداو را نیز نیافرید؟ و آیا کس واحد، ما را در رحم نسرشت؟
16אם אמנע מחפץ דלים ועיני אלמנה אכלה׃
16«اگر مراد مسکینان را از ایشان منع نموده باشم، و چشمان بیوه‌زنان را تار گردانیده،
17ואכל פתי לבדי ולא אכל יתום ממנה׃
17اگرلقمه خود را به تنهایی خورده باشم، و یتیم از آن تناول ننموده،
18כי מנעורי גדלני כאב ומבטן אמי אנחנה׃
18و حال آنکه او از جوانیم با من مثل پدر پرورش می‌یافت، و از بطن مادرم بیوه‌زن را رهبری می‌نمودم.
19אם אראה אובד מבלי לבוש ואין כסות לאביון׃
19اگر کسی را از برهنگی هلاک دیده باشم، و مسکین را بدون پوشش،
20אם לא ברכוני חלצו ומגז כבשי יתחמם׃
20اگر کمرهای او مرا برکت نداده باشد، و از پشم گوسفندان من گرم نشده،
21אם הניפותי על יתום ידי כי אראה בשער עזרתי׃
21اگر دست خود را بر یتیم بلند کرده باشم، هنگامی که اعانت خود را دردروازه می‌دیدم،
22כתפי משכמה תפול ואזרעי מקנה תשבר׃
22پس بازوی من از کتفم بیفتد، و ساعدم از قلم آن شکسته شود.
23כי פחד אלי איד אל ומשאתו לא אוכל׃
23زیرا که هلاکت از خدا برای من ترس می‌بود و به‌سبب کبریایی او توانایی نداشتم.
24אם שמתי זהב כסלי ולכתם אמרתי מבטחי׃
24اگر طلا را امیدخود می‌ساختم و به زر خالص می‌گفتم تو اعتمادمن هستی،
25אם אשמח כי רב חילי וכי כביר מצאה ידי׃
25اگر از فراوانی دولت خویش شادی می‌نمودم، و از اینکه دست من بسیار کسب نموده بود،
26אם אראה אור כי יהל וירח יקר הלך׃
26اگر چون آفتاب می‌تابید بر آن نظرمی کردم و بر ماه، هنگامی که با درخشندگی سیرمی کرد.
27ויפת בסתר לבי ותשק ידי לפי׃
27و دل من خفیه فریفته می‌شد و دهانم دستم را می‌بوسید.
28גם הוא עון פלילי כי כחשתי לאל ממעל׃
28این نیز گناهی مستوجب قصاص می‌بود زیرا خدای متعال را منکرمی شدم.
29אם אשמח בפיד משנאי והתעררתי כי מצאו רע׃
29اگر از مصیبت دشمن خود شادی می‌کردم یا حینی که بلا به او عارض می‌شد وجدمی نمودم،
30ולא נתתי לחטא חכי לשאל באלה נפשו׃
30و حال آنکه زبان خود را از گناه ورزیدن بازداشته، بر جان او لعنت را سوال ننمودم.
31אם לא אמרו מתי אהלי מי יתן מבשרו לא נשבע׃
31اگر اهل خیمه من نمی گفتند: کیست که از گوشت او سیر نشده باشد،
32בחוץ לא ילין גר דלתי לארח אפתח׃
32غریب درکوچه شب را به‌سر نمی برد و در خود را به روی مسافر می‌گشودم.
33אם כסיתי כאדם פשעי לטמון בחבי עוני׃
33اگر مثل آدم، تقصیر خود رامی پوشانیدم و عصیان خویش را در سینه خودمخفی می‌ساختم،
34כי אערוץ המון רבה ובוז משפחות יחתני ואדם לא אצא פתח׃
34از این جهت که از انبوه کثیرمی ترسیدم و اهانت قبایل مرا هراسان می‌ساخت، پس ساکت مانده، از در خود بیرون نمی رفتم.
35מי יתן לי שמע לי הן תוי שדי יענני וספר כתב איש ריבי׃
35کاش کسی بود که مرا می‌شنید، اینک امضای من حاضر است. پس قادر مطلق مرا جواب دهد. و اینک کتابتی که مدعی من نوشته است.
36אם לא על שכמי אשאנו אענדנו עטרות לי׃
36یقین که آن را بر دوش خود برمی داشتم و مثل تاج برخود می‌بستم.
37מספר צעדי אגידנו כמו נגיד אקרבנו׃
37شماره قدمهای خود را برای اوبیان می‌کردم و مثل امیری به او تقرب می‌جستم.
38אם עלי אדמתי תזעק ויחד תלמיה יבכיון׃
38اگر زمین من بر من فریاد می‌کرد و مرزهایش با هم گریه می‌کردند،
39אם כחה אכלתי בלי כסף ונפש בעליה הפחתי׃
39اگر محصولاتش را بدون قیمت می‌خوردم و جان مالکانش را تلف می‌نمودم،
40תחת חטה יצא חוח ותחת שערה באשה תמו דברי איוב׃
40پس خارها به عوض گندم وکرکاس به عوض جو بروید.» سخنان ایوب تمام شد.

Tip: use the ← and → keys to turn chapters.