سوگنامه 3
Old Persian Version (ترجمه قدیم)Translation
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
Reina-Valera 1909
1من آن مرد هستم که از عصای غضب وی مذلت دیدهام.
1YO soy el hombre que ha visto aflicción en la vara de su enojo.
2او مرا رهبری نموده، به تاریکی درآورده است و نه به روشنایی.
2Guióme y llevóme en tinieblas, mas no en luz.
3به درستی که دست خویش را تمامی روز به ضد من بارها برگردانیده است.
3Ciertamente contra mí volvió y revolvió su mano todo el día.
4گوشت و پوست مرا مندرس ساخته واستخوانهایم را خرد کرده است.
4Hizo envejecer mi carne y mi piel; quebrantó mis huesos.
5به ضد من بنا نموده، مرا به تلخی و مشقت احاطه کرده است.
5Edificó contra mí, y cercóme de tósigo y de trabajo.
6مرا مثل آنانی که از قدیم مردهاند در تاریکی نشانیده است.
6Asentóme en oscuridades, como los ya muertos de mucho tiempo.
7گرد من حصار کشیده که نتوانم بیرون آمد وزنجیر مرا سنگین ساخته است.
7Cercóme por todos lados, y no puedo salir; agravó mis grillos.
8و نیز چون فریاد و استغاثه مینمایم دعای مرا منع میکند.
8Aun cuando clamé y dí voces, cerro los oídos á mi oración.
9راههای مرا با سنگهای تراشیده سد کرده است و طریقهایم را کج نموده است.
9Cercó mis caminos con piedra tajada, torció mis senderos.
10او برای من خرسی است در کمین نشسته وشیری که در بیشه خود میباشد.
10Como oso que acecha fué para mí, como león en escondrijos.
11راه مرا منحرف ساخته، مرا دریده است ومرا مبهوت گردانیده است.
11Torció mis caminos, y depedazóme; tornóme asolado.
12کمان خود را زه کرده، مرا برای تیرهای خویش، هدف ساخته است.
12Su arco entesó, y púsome como blanco á la saeta.
13و تیرهای ترکش خود را به گرده های من فرو برده است.
13Hizo entrar en mis riñones las saetas de su aljaba.
14من به جهت تمامی قوم خود مضحکه وتمامی روز سرود ایشان شدهام.
14Fuí escarnio á todo mi pueblo, canción de ellos todos los días.
15مرا به تلخیها سیر کرده و مرا به افسنتین مست گردانیده است.
15Hartóme de amarguras, embriagóme de ajenjos.
16دندانهایم را به سنگ ریزها شکسته و مرا به خاکستر پوشانیده است.
16Quebróme los dientes con cascajo, cubrióme de ceniza.
17تو جان مرا از سلامتی دور انداختی و من سعادتمندی را فراموش کردم،
17Y mi alma se alejó de la paz, olvidéme del bien.
18و گفتم که قوت و امید من از یهوه تلف شده است.
18Y dije: Pereció mi fortaleza, y mi esperanza de Jehová.
19مذلت و شقاوت مرا افسنتین و تلخی به یادآور.
19Acuérdate de mi aflicción y de mi abatimiento, del ajenjo y de la hiel.
20تو البته به یاد خواهی آورد زیرا که جان من در من منحنی شده است.
20Tendrálo aún en memoria mi alma, porque en mí está humillada.
21و من آن را در دل خود خواهم گذرانید و ازاین سبب امیدوار خواهم بود.
21Esto reduciré á mi corazón, por lo cual esperaré.
22از رافت های خداوند است که تلف نشدیم زیرا که رحمت های او بیزوال است.
22Es por la misericordia de Jehová que no somos consumidos, porque nunca decayeron sus misericordias.
23آنها هر صبح تازه میشود و امانت تو بسیاراست.
23Nuevas son cada mañana; grande es tu fidelidad.
24و جان من میگوید که خداوند نصیب من است، بنابراین بر او امیدوارم.
24Mi parte es Jehová, dijo mi alma; por tanto en él esperaré.
25خداوند به جهت کسانی که بر او توکل دارند و برای آنانی که او را میطلبند نیکو است.
25Bueno es Jehová á los que en él esperan, al alma que le buscare.
26خوب است که انسان امیدوار باشد و باسکوت انتظار نجات خداوند را بکشد.
26Bueno es esperar callando en la salud de Jehová.
27برای انسان نیکو است که یوغ را در جوانی خود بردارد.
27Bueno es al hombre, si llevare el yugo desde su mocedad.
28به تنهایی بنشیند و ساکت باشد زیرا که اوآن را بر وی نهاده است.
28Sentaráse solo, y callará, porque lo llevó sobre sí.
29دهان خود را بر خاک بگذارد که شاید امیدباشد.
29Pondrá su boca en el polvo, por si quizá hay esperanza.
30رخسار خود را به زنندگان بسپارد و ازخجالت سیر شود.
30Dará la mejilla al que le hiriere; hartaráse de afrenta.
31زیرا خداوند تا به ابد او را ترک نخواهدنمود.
31Porque el Señor no desechará para siempre:
32زیرا اگرچه کسی را محزون سازد لیکن برحسب کثرت رافت خود رحمت خواهد فرمود.
32Antes si afligiere, también se compadecerá según la multitud de sus misericordias.
33چونکه بنی آدم را از دل خود نمی رنجاند ومحزون نمی سازد.
33Porque no aflige ni congoja de su corazón á los hijos de los hombres.
34تمامی اسیران زمین را زیر پا پایمال کردن،
34Desmenuzar bajo de sus pies todos los encarcelados de la tierra,
35و منحرف ساختن حق انسان به حضورحضرت اعلی،
35Hacer apartar el derecho del hombre ante la presencia del Altísimo,
36و منقلب نمودن آدمی در دعویش منظورخداوند نیست.
36Trastornar al hombre en su causa, el Señor no lo sabe.
37کیست که بگوید و واقع شود اگر خداوندامر نفرموده باشد.
37¿Quién será aquel que diga, que vino algo que el Señor no mandó?
38آیا از فرمان حضرت اعلی هم بدی و هم نیکویی صادر نمی شود؟
38¿De la boca del Altísimo no saldrá malo y bueno?
39پس چرا انسان تا زنده است و آدمی بهسبب سزای گناهان خویش شکایت کند؟
39¿Por qué murmura el hombre viviente, el hombre en su pecado?
40راههای خود را تجسس و تفحص بنماییم و بسوی خداوند بازگشت کنیم.
40Escudriñemos nuestros caminos, y busquemos, y volvámonos á Jehová.
41دلها و دستهای خویش را بسوی خدایی که در آسمان است برافرازیم،
41Levantemos nuestros corazones con las manos á Dios en los cielos.
42(و بگوییم ): «ما گناه کردیم و عصیان ورزیدیم و تو عفو نفرمودی.
42Nosotros nos hemos rebelado, y fuimos desleales; tú no perdonaste.
43خویشتن را به غضب پوشانیده، ما را تعاقب نمودی و به قتل رسانیده، شفقت نفرمودی.
43Desplegaste la ira, y nos perseguiste; mataste, no perdonaste.
44خویشتن را به ابر غلیظ مستور ساختی، تادعای ما نگذرد.
44Te cubriste de nube, porque no pasase la oración nuestra .
45ما را در میان امتها فضله و خاکروبه گردانیدهای.»
45Raedura y abominación nos tornaste en medio de los pueblos.
46تمامی دشمنان ما بر ما دهان خود رامی گشایند.
46Todos nuestros enemigos abrieron sobre nosotros su boca.
47خوف و دام و هلاکت و خرابی بر ما عارض گردیده است.
47Temor y lazo fué para nosotros, asolamiento y quebrantamiento.
48بهسبب هلاکت دختر قوم من، نهرهای آب از چشمانم میریزد.
48Ríos de aguas echan mis ojos, por el quebrantamiento de la hija de mi pueblo.
49چشم من بلا انقطاع جاری است و بازنمی ایستد.
49Mis ojos destilan, y no cesan, porque no hay alivio,
50تا خداوند از آسمان ملاحظه نماید و ببیند.
50Hasta que Jehová mire y vea desde los cielos.
51چشمانم به جهت جمیع دختران شهرم، جان مرا میرنجاند.
51Mis ojos contristaron mi alma, por todas las hijas de mi ciudad.
52آنانی که بیسبب دشمن منند مرا مثل مرغ بشدت تعاقب مینمایند.
52Mis enemigos me dieron caza como á ave, sin por qué.
53جان مرا در سیاه چال منقطع ساختند وسنگها بر منانداختند.
53Ataron mi vida en mazmorra, pusieron piedra sobre mí.
54آبها از سر من گذشت پس گفتم: منقطع شدم.
54Aguas de avenida vinieron sobre mi cabeza; yo dije: Muerto soy.
55آنگاهای خداوند، از عمق های سیاه چال اسم تو را خواندم.
55Invoqué tu nombre, oh Jehová, desde la cárcel profunda.
56آواز مرا شنیدی، پس گوش خود را از آه واستغاثه من مپوشان!
56Oiste mi voz; no escondas tu oído á mi clamor, para mi respiro.
57در روزی که تو را خواندم نزدیک شده، فرمودی که نترس.
57Acercástete el día que te invoqué: dijiste: No temas.
58ای خداوند دعوی جان مرا انجام داده و حیات مرا فدیه نمودهای!
58Abogaste, Señor, la causa de mi alma; redimiste mi vida.
59ای خداوند ظلمی را که به من نموده انددیدهای پس مرا دادرسی فرما!
59Tú has visto, oh Jehová, mi agravio; defiende mi causa.
60تمامی کینه ایشان و همه تدبیرهایی را که به ضد من کردند دیدهای.
60Tú has visto toda su venganza; todos sus pensamientos contra mí.
61ای خداوند مذمت ایشان را و همه تدبیرهایی را که به ضد من کردند شنیدهای!
61Tú has oído el oprobio de ellos, oh Jehová, todas sus maquinaciones contra mí;
62سخنان مقاومت کنندگانم را و فکرهایی راکه تمامی روز به ضد من دارند (دانستهای ).
62Los dichos de los que contra mí se levantaron, y su designio contra mí todo el día.
63نشستن و برخاستن ایشان را ملاحظه فرمازیرا که من سرود ایشان شدهام.
63Su sentarse, y su levantarse mira: yo soy su canción.
64ای خداوند موافق اعمال دستهای ایشان مکافات به ایشان برسان.
64Dales el pago, oh Jehová, según la obra de sus manos.
65غشاوه قلب به ایشان بده و لعنت تو برایشان باد!
65Dales ansia de corazón, tu maldición á ellos.
66ایشان را به غضب تعاقب نموده، از زیرآسمانهای خداوند هلاک کن.
66Persíguelos en tu furor, y quebrántalos de debajo de los cielos, oh Jehová.
Tip: use the ← and → keys to turn chapters.