مَرَاثِي إِرْمِيَا

Old Testament

New Testament

إِنْجِيلُ مَتَّىإِنْجِيلُ مَرْقُسَإِنْجِيلُ لُوقَاإِنْجِيلُ يُوحَنَّاأَعْمَالُ ٱلرُّسُلِرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ إِلَى أَهْلِ رُومِيَةَ١ كورنثوسرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ ٱلثَّانِيةُ إِلَى أَهْلِ كُورِنْثُوسَرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ إِلَى أَهْلِ غَلَاطِيَّةَرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ إِلَى أَهْلِ أَفَسُسَرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ إِلَى أَهْلِ فِيلِبِّيرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ إِلَى أَهْلِ كُولُوسِّيرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ ٱلأُولَى إِلَى أَهْلِ تَسَالُونِيكِيرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ ٱلثَّانِيةُ إِلَى أَهْلِ تَسَالُونِيكِيرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ ٱلْأُولَى إِلَى تِيمُوثَاوُسَرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ ٱلثَّانِيةُ إِلَى تِيمُوثَاوُسَرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ إِلَى تِيطُسَرِسَالَةُ بُولُسَ ٱلرَّسُولِ إِلَى فِلِيمُونَاَلرِّسَالَةُ إِلَى ٱلْعِبْرَانِيِّينَرِسَالَةُ يَعْقُوبَرِسَالَةُ بُطْرُسَ ٱلرَّسُولِ ٱلْأُولَىرِسَالَةُ بُطْرُسَ ٱلرَّسُولِ ٱلثَّانِيَةُرِسَالَةُ يُوحَنَّا ٱلرَّسُولِ ٱلْأُولَىرِسَالَةُ يُوحَنَّا ٱلرَّسُولِ ٱلثَّانِيَةُرِسَالَةُ يُوحَنَّا ٱلرَّسُولِ ٱلثَّالِثَةُرِسَالَةُ يَهُوذَارُؤْيَا يُوحَنَّا ٱللَّاهُوتِيِّ
Chapter 3

مَرَاثِي إِرْمِيَا

Smith–Van Dyck Arabic Bi…
vs Old Persian Versio…
Aa
Text size
Line width
Verse numbers

مَرَاثِي إِرْمِيَا 3

Smith–Van Dyck Arabic Bible (فان دايك)
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
1أَنَا هُوَ ٱلرَّجُلُ ٱلَّذِي رأَى مَذَلَّةً بِقَضِيبِ سَخَطِهِ.
1من آن مرد هستم که از عصای غضب وی مذلت دیده‌ام.
2قَادَنِي وَسَيَّرَنِي فِي ٱلظَّلَامِ وَلَا نُورَ.
2او مرا رهبری نموده، به تاریکی در‌آورده است و نه به روشنایی.
3حَقًّا إِنَّهُ يَعُودُ وَيَرُدُّ عَلَيَّ يَدَهُ ٱلْيَوْمَ كُلَّهُ.
3به درستی که دست خویش را تمامی روز به ضد من بارها برگردانیده است.
4أَبْلَى لَحْمِي وَجِلْدِي. كَسَّرَ عِظَامِي.
4گوشت و پوست مرا مندرس ساخته واستخوانهایم را خرد کرده است.
5بَنَى عَلَيَّ وَأَحَاطَنِي بِعَلْقَمٍ وَمَشَقَّةٍ.
5به ضد من بنا نموده، مرا به تلخی و مشقت احاطه کرده است.
6أَسْكَنَنِي فِي ظُلُمَاتٍ كَمَوْتَى ٱلْقِدَمِ.
6مرا مثل آنانی که از قدیم مرده‌اند در تاریکی نشانیده است.
7سَيَّجَ عَلَيَّ فَلَا أَسْتَطِيعُ ٱلْخُرُوجَ. ثَقَّلَ سِلْسِلَتِي.
7گرد من حصار کشیده که نتوانم بیرون آمد وزنجیر مرا سنگین ساخته است.
8أَيْضًا حِينَ أَصْرُخُ وَأَسْتَغِيثُ يَصُدُّ صَلَاتِي.
8و نیز چون فریاد و استغاثه می‌نمایم دعای مرا منع می‌کند.
9سَيَّجَ طُرُقِي بِحِجَارَةٍ مَنْحُوتَةٍ. قَلَبَ سُبُلِي.
9راههای مرا با سنگهای تراشیده سد کرده است و طریقهایم را کج نموده است.
10هُوَ لِي دُبٌّ كَامِنٌ، أَسَدٌ فِي مَخَابِىءَ.
10او برای من خرسی است در کمین نشسته وشیری که در بیشه خود می‌باشد.
11مَيَّلَ طُرُقِي وَمَزَّقَنِي. جَعَلَنِي خَرَابًا.
11راه مرا منحرف ساخته، مرا دریده است ومرا مبهوت گردانیده است.
12مَدَّ قَوْسَهُ وَنَصَبَنِي كَغَرَضٍ لِلسَّهْمِ.
12کمان خود را زه کرده، مرا برای تیرهای خویش، هدف ساخته است.
13أَدْخَلَ فِي كُلْيَتَيَّ نِبَالَ جُعْبَتِهِ.
13و تیرهای ترکش خود را به گرده های من فرو برده است.
14صِرْتُ ضُحْكَةً لِكُلِّ شَعْبِي، وَأُغْنِيَةً لَهُمُ ٱلْيَوْمَ كُلَّهُ.
14من به جهت تمامی قوم خود مضحکه وتمامی روز سرود ایشان شده‌ام.
15أَشْبَعَنِي مَرَائِرَ وَأَرْوَانِي أَفْسَنْتِينًا،
15مرا به تلخیها سیر کرده و مرا به افسنتین مست گردانیده است.
16وَجَرَشَ بِٱلْحَصَى أَسْنَانِي. كَبَسَنِي بِٱلرَّمَادِ.
16دندانهایم را به سنگ ریزها شکسته و مرا به خاکستر پوشانیده است.
17وَقَدْ أَبْعَدْتَ عَنِ ٱلسَّلَامِ نَفْسِي. نَسِيتُ ٱلْخَيْرَ.
17تو جان مرا از سلامتی دور انداختی و من سعادتمندی را فراموش کردم،
18وَقُلْتُ: «بَادَتْ ثِقَتِي وَرَجَائِي مِنَ ٱلرَّبِّ».
18و گفتم که قوت و امید من از یهوه تلف شده است.
19ذِكْرُ مَذَلَّتِي وَتَيَهَانِي أَفْسَنْتِينٌ وَعَلْقَمٌ.
19مذلت و شقاوت مرا افسنتین و تلخی به یادآور.
20ذِكْرًا تَذْكُرُ نَفْسِي وَتَنْحَنِي فِيَّ.
20تو البته به یاد خواهی آورد زیرا که جان من در من منحنی شده است.
21أُرَدِّدُ هَذَا فِي قَلْبِي، مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ أَرْجُو:
21و من آن را در دل خود خواهم گذرانید و ازاین سبب امیدوار خواهم بود.
22إِنَّهُ مِنْ إِحْسَانَاتِ ٱلرَّبِّ أَنَّنَا لَمْ نَفْنَ، لِأَنَّ مَرَاحِمَهُ لَا تَزُولُ.
22از رافت های خداوند است که تلف نشدیم زیرا که رحمت های او بی‌زوال است.
23هِيَ جَدِيدَةٌ فِي كُلِّ صَبَاحٍ. كَثِيرَةٌ أَمَانَتُكَ.
23آنها هر صبح تازه می‌شود و امانت تو بسیاراست.
24نَصِيبِي هُوَ ٱلرَّبُّ، قَالَتْ نَفْسِي، مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ أَرْجُوهُ.
24و جان من می‌گوید که خداوند نصیب من است، بنابراین بر او امیدوارم.
25طَيِّبٌ هُوَ ٱلرَّبُّ لِلَّذِينَ يَتَرَجَّوْنَهُ، لِلنَّفْسِ ٱلَّتِي تَطْلُبُهُ.
25خداوند به جهت کسانی که بر او توکل دارند و برای آنانی که او را می‌طلبند نیکو است.
26جَيِّدٌ أَنْ يَنْتَظِرَ ٱلْإِنْسَانُ وَيَتَوَقَّعَ بِسُكُوتٍ خَلَاصَ ٱلرَّبِّ.
26خوب است که انسان امیدوار باشد و باسکوت انتظار نجات خداوند را بکشد.
27جَيِّدٌ لِلرَّجُلِ أَنْ يَحْمِلَ ٱلنِّيرَ فِي صِبَاهُ.
27برای انسان نیکو است که یوغ را در جوانی خود بردارد.
28يَجْلِسُ وَحْدَهُ وَيَسْكُتُ، لِأَنَّهُ قَدْ وَضَعَهُ عَلَيْهِ.
28به تنهایی بنشیند و ساکت باشد زیرا که اوآن را بر وی نهاده است.
29يَجْعَلُ فِي ٱلتُّرَابِ فَمَهُ لَعَلَّهُ يُوجَدُ رَجَاءٌ.
29دهان خود را بر خاک بگذارد که شاید امیدباشد.
30يُعْطِي خَدَّهُ لِضَارِبِهِ. يَشْبَعُ عَارًا.
30رخسار خود را به زنندگان بسپارد و ازخجالت سیر شود.
31لِأَنَّ ٱلسَّيِّدَ لَا يَرْفُضُ إِلَى ٱلْأَبَدِ.
31زیرا خداوند تا به ابد او را ترک نخواهدنمود.
32فَإِنَّهُ وَلَوْ أَحْزَنَ يَرْحَمُ حَسَبَ كَثْرَةِ مَرَاحِمِهِ.
32زیرا اگر‌چه کسی را محزون سازد لیکن برحسب کثرت رافت خود رحمت خواهد فرمود.
33لِأَنَّهُ لَا يُذِلُّ مِنْ قَلْبِهِ، وَلَا يُحْزِنُ بَنِي ٱلْإِنْسَانِ.
33چونکه بنی آدم را از دل خود نمی رنجاند ومحزون نمی سازد.
34أَنْ يَدُوسَ أَحَدٌ تَحْتَ رِجْلَيْهِ كُلَّ أَسْرَى ٱلْأَرْضِ،
34تمامی اسیران زمین را زیر پا پایمال کردن،
35أَنْ يُحَرِّفَ حَقَّ ٱلرَّجُلِ أَمَامَ وَجْهِ ٱلْعَلِيِّ،
35و منحرف ساختن حق انسان به حضورحضرت اعلی،
36أَنْ يَقْلِبَ ٱلْإِنْسَانَ فِي دَعْوَاهُ. ٱلسَّيِّدُ لَا يَرَى!
36و منقلب نمودن آدمی در دعویش منظورخداوند نیست.
37مَنْ ذَا ٱلَّذِي يَقُولُ فَيَكُونَ وَٱلرَّبُّ لَمْ يَأْمُرْ؟
37کیست که بگوید و واقع شود اگر خداوندامر نفرموده باشد.
38مِنْ فَمِ ٱلْعَلِيِّ أَلَا تَخْرُجُ ٱلشُّرُورُ وَٱلْخَيْرُ؟
38آیا از فرمان حضرت اعلی هم بدی و هم نیکویی صادر نمی شود؟
39لِمَاذَا يَشْتَكِي ٱلْإِنْسَانُ ٱلْحَيُّ، ٱلرَّجُلُ مِنْ قِصَاصِ خَطَايَاهُ؟
39پس چرا انسان تا زنده است و آدمی به‌سبب سزای گناهان خویش شکایت کند؟
40لِنَفْحَصْ طُرُقَنَا وَنَمْتَحِنْهَا وَنَرْجِعْ إِلَى ٱلرَّبِّ.
40راههای خود را تجسس و تفحص بنماییم و بسوی خداوند بازگشت کنیم.
41لِنَرْفَعْ قُلُوبَنَا وَأَيْدِيَنَا إِلَى ٱللهِ فِي ٱلسَّمَاوَاتِ:
41دلها و دستهای خویش را بسوی خدایی که در آسمان است برافرازیم،
42«نَحْنُ أَذْنَبْنَا وَعَصَيْنَا. أَنْتَ لَمْ تَغْفِرْ.
42(و بگوییم ): «ما گناه کردیم و عصیان ورزیدیم و تو عفو نفرمودی.
43ٱلْتَحَفْتَ بِٱلْغَضَبِ وَطَرَدْتَنَا. قَتَلْتَ وَلَمْ تَشْفِقْ.
43خویشتن را به غضب پوشانیده، ما را تعاقب نمودی و به قتل رسانیده، شفقت نفرمودی.
44ٱلْتَحَفْتَ بِٱلسَّحَابِ حَتَّى لَا تَنْفُذَ ٱلصَّلَاةُ.
44خویشتن را به ابر غلیظ مستور ساختی، تادعای ما نگذرد.
45جَعَلْتَنَا وَسَخًا وَكَرْهًا فِي وَسَطِ ٱلشُّعُوبِ.
45ما را در میان امت‌ها فضله و خاکروبه گردانیده‌ای.»
46فَتَحَ كُلُّ أَعْدَائِنَا أَفْوَاهَهُمْ عَلَيْنَا.
46تمامی دشمنان ما بر ما دهان خود رامی گشایند.
47صَارَ عَلَيْنَا خَوْفٌ وَرُعْبٌ، هَلَاكٌ وَسَحْقٌ».
47خوف و دام و هلاکت و خرابی بر ما عارض گردیده است.
48سَكَبَتْ عَيْنَايَ يَنَابِيعَ مَاءٍ عَلَى سَحْقِ بِنْتِ شَعْبِي.
48به‌سبب هلاکت دختر قوم من، نهرهای آب از چشمانم می‌ریزد.
49عَيْنِي تَسْكُبُ وَلَا تَكُفُّ بِلَا ٱنْقِطَاعٍ
49چشم من بلا انقطاع جاری است و بازنمی ایستد.
50حَتَّى يُشْرِفَ وَيَنْظُرَ ٱلرَّبُّ مِنَ ٱلسَّمَاءِ.
50تا خداوند از آسمان ملاحظه نماید و ببیند.
51عَيْنِي تُؤَثِّرُ فِي نَفْسِي لِأَجْلِ كُلِّ بَنَاتِ مَدِينَتِي.
51چشمانم به جهت جمیع دختران شهرم، جان مرا می‌رنجاند.
52قَدِ ٱصْطَادَتْنِي أَعْدَائِي كَعُصْفُورٍ بِلَا سَبَبٍ.
52آنانی که بی‌سبب دشمن منند مرا مثل مرغ بشدت تعاقب می‌نمایند.
53قَرَضُوا فِي ٱلْجُبِّ حَيَاتِي وَأَلْقَوْا عَلَيَّ حِجَارَةً.
53جان مرا در سیاه چال منقطع ساختند وسنگها بر من‌انداختند.
54طَفَتِ ٱلْمِيَاهُ فَوْقَ رَأْسِي. قُلْتُ: «قَدْ قُرِضْتُ!».
54آبها از سر من گذشت پس گفتم: منقطع شدم.
55دَعَوْتُ بِٱسْمِكَ يَارَبُّ مِنَ ٱلْجُبِّ ٱلْأَسْفَلِ.
55آنگاه‌ای خداوند، از عمق های سیاه چال اسم تو را خواندم.
56لِصَوْتِي سَمِعْتَ: «لَا تَسْتُرْ أُذُنَكَ عَنْ زَفْرَتِي، عَنْ صِيَاحِي».
56آواز مرا شنیدی، پس گوش خود را از آه واستغاثه من مپوشان!
57دَنَوْتَ يَوْمَ دَعَوْتُكَ. قُلْتَ: «لَا تَخَفْ!».
57در روزی که تو را خواندم نزدیک شده، فرمودی که نترس.
58خَاصَمْتَ يَا سَيِّدُ خُصُومَاتِ نَفْسِي. فَكَكْتَ حَيَاتِي.
58‌ای خداوند دعوی جان مرا انجام داده و حیات مرا فدیه نموده‌ای!
59رَأَيْتَ يَارَبُّ ظُلْمِي. أَقِمْ دَعْوَايَ.
59‌ای خداوند ظلمی را که به من نموده انددیده‌ای پس مرا دادرسی فرما!
60رَأَيْتَ كُلَّ نَقْمَتِهِمْ، كُلَّ أَفْكَارِهِمْ عَلَيَّ.
60تمامی کینه ایشان و همه تدبیرهایی را که به ضد من کردند دیده‌ای.
61سَمِعْتَ تَعْيِيرَهُمْ يَارَبُّ، كُلَّ أَفْكَارِهِمْ عَلَيَّ.
61‌ای خداوند مذمت ایشان را و همه تدبیرهایی را که به ضد من کردند شنیده‌ای!
62كَلَامُ مُقَاوِمِيَّ وَمُؤَامَرَتُهُمْ عَلَيَّ ٱلْيَوْمَ كُلَّهُ.
62سخنان مقاومت کنندگانم را و فکرهایی راکه تمامی روز به ضد من دارند (دانسته‌ای ).
63اُنْظُرْ إِلَى جُلُوسِهِمْ وَوُقُوفِهِمْ، أَنَا أُغْنِيَتُهُمْ!
63نشستن و برخاستن ایشان را ملاحظه فرمازیرا که من سرود ایشان شده‌ام.
64رُدَّ لَهُمْ جَزَاءً يَارَبُّ حَسَبَ عَمَلِ أَيَادِيهِمْ.
64‌ای خداوند موافق اعمال دستهای ایشان مکافات به ایشان برسان.
65أَعْطِهِمْ غِشَاوَةَ قَلْبٍ، لَعْنَتَكَ لَهُمْ.
65غشاوه قلب به ایشان بده و لعنت تو برایشان باد!
66اِتْبَعْ بِٱلْغَضَبِ وَأَهْلِكْهُمْ مِنْ تَحْتِ سَمَاوَاتِ ٱلرَّبِّ.
66ایشان را به غضب تعاقب نموده، از زیرآسمانهای خداوند هلاک کن.

Tip: use the ← and → keys to turn chapters.