ルツ
Chapter 2

ルツ

Freedom Bible (フリーダム・バイブル)
vs Old Persian Versio…
Aa
Text size
Line width
Verse numbers
Freedom Bible (フリーダム・バイブル)
Old Persian Version (ترجمه قدیم)
1ナオミには、夫の親族で、エリメレクの一族に属する有力な資産家がいた。その名はボアズであった。
1و نعومی خویش شوهری داشت که مردی دولتمند، بوعز نام از خاندان الیملک بود.
2モアブの女ルツはナオミに言った。「どうか畑へ行かせてください。だれかの好意を得られるなら、その人の後について落ち穂を拾いたいのです。」 ナオミは言った。「行っておいで、娘よ。」
2و روت موآبیه به نعومی گفت: «مرا اجازت ده که به کشتزارها بروم و در عقب هر کسی‌که در نظرش التفات یابم خوشه چینی نمایم. او وی را گفت: «برو‌ای دخترم.»
3ルツは出て行き、刈り取る者たちの後について畑で落ち穂を拾った。たまたま彼女が入った畑の一画は、エリメレクの一族であるボアズのものであった。
3پس روانه شده، به کشتزاردرآمد و در عقب دروندگان خوشه چینی می‌نمود، و اتفاق او به قطعه زمین بوعز که ازخاندان الیملک بود، افتاد.
4ちょうどその時、ボアズがベツレヘムからやって来て、刈り取る者たちに言った。「主があなたがたとともにおられるように。」 彼らは答えた。「主があなたを祝福されるように。」
4و اینک بوعز ازبیت لحم آمده، به دروندگان گفت: «خداوند باشما باد.» ایشان وی را گفتند: «خداوند تو رابرکت دهد.»
5ボアズは刈り取る者たちを監督していた若者に尋ねた。「あの若い女は、どこの者か。」
5و بوعز به نوکر خود که بر دروندگان گماشته بود، گفت: «این دختر از آن کیست؟»
6監督していた若者は答えた。「ナオミと一緒にモアブの地から帰って来た、あのモアブの若い女です。
6نوکر که بردروندگان گماشته شده بود، در جواب گفت: «این است دختر موآبیه که با نعومی از بلاد موآب برگشته است،
7『どうか、刈り取る者たちの後について、束の間から落ち穂を拾い集めさせてください』と言いました。朝から今まで働き続け、小屋でほんの少し休んだだけです。」
7و به من گفت: تمنا اینکه خوشه چینی نمایم و در عقب دروندگان در میان بافه‌ها جمع کنم، پس آمده، از صبح تا به حال مانده است، سوای آنکه اندکی در خانه توقف کرده است.»
8そこでボアズはルツに言った。「よく聞きなさい、娘よ。落ち穂を拾いにほかの畑へ行ってはならない。ここを離れず、私の若い女たちのそばにいなさい。
8و بوعز به روت گفت: «ای دخترم مگرنمی شنوی، به هیچ کشت زار دیگر برای خوشه چینی مرو و از اینجا هم مگذر بلکه باکنیزان من در اینجا باش.
9彼女たちが刈り取る畑をよく見て、その後について行きなさい。若者たちには、あなたに手を出さないよう命じてある。喉が渇いたら水がめのところへ行き、若者たちが汲んだ水を飲みなさい。」
9و چشمانت به زمینی که می‌دروند نگران باشد و در عقب ایشان برو، آیاجوانان را حکم نکردم که تو را لمس نکنند، و اگرتشنه باشی، نزد ظروف ایشان برو و از آنچه جوانان می‌کشند، بنوش.»
10ルツは地にひれ伏して礼をし、言った。「私は異国の者ですのに、なぜこれほど好意を示し、私のことを気にかけてくださるのですか。」
10پس به روی درافتاده، او را تا به زمین تعظیم کرد و به او گفت: «برای چه در نظر تو التفات یافتم که به من توجه نمودی و حال آنکه غریب هستم.»
11ボアズは答えた。「夫を亡くしてから、あなたがしゅうとめに尽くしてきたこと、父と母、生まれ故郷を離れ、以前には知らなかった民のもとへ来たことは、すべて聞いています。
11بوعز در جواب او گفت: «از هر‌آنچه بعد ازمردن شوهرت به مادر شوهر خود کردی اطلاع تمام به من رسیده است، و چگونه پدر و مادر وزمین ولادت خود را ترک کرده، نزد قومی که پیشتر ندانسته بودی، آمدی.
12主があなたの行いに報いてくださるように。あなたが御翼の下に避け所を求めて来たイスラエルの神、主から、十分な報いを受けるように。」
12خداوند عمل تورا جزا دهد و از جانب یهوه، خدای اسرائیل، که در زیر بالهایش پناه بردی، اجر کامل به تو برسد.»
13ルツは言った。「わが主よ、これからも御好意をいただけますように。私はあなたに仕える女たちの一人にも及びませんのに、あなたは私を慰め、このしもべに優しく語りかけてくださいました。」
13گفت: «ای آقایم، در نظر تو التفات بیابم زیرا که مرا تسلی دادی و به کنیز خود سخنان دل آویزگفتی، اگر‌چه من مثل یکی از کنیزان تو نیستم.»
14食事の時、ボアズは彼女に言った。「ここへ来てパンを食べ、その一切れを酢に浸しなさい。」 ルツが刈り取る者たちのそばに座ると、ボアズは炒り麦を渡した。彼女は食べて満腹になり、なお残った。
14بوعز وی را گفت: «در وقت چاشت اینجابیا و از نان بخور و لقمه خود را در شیره فرو بر.» پس نزد دروندگان نشست و غله برشته به او دادندو خورد و سیر شده، باقی‌مانده را واگذاشت.
15彼女が再び落ち穂を拾いに立つと、ボアズは若者たちに命じた。「束の間でも拾わせ、とがめてはならない。
15وچون برای خوشه چینی برخاست بوعز جوانان خود را امر کرده، گفت: «بگذارید که در میان بافه‌ها هم خوشه چینی نماید و او را زجرمنمایید.
16束から穂を少し抜き出して、彼女のために残しておきなさい。彼女に拾わせ、叱ってはならない。」
16و نیز از دسته‌ها کشیده، برایش بگذارید تا برچیند و او را عتاب مکنید.»
17ルツは夕方まで畑で落ち穂を拾った。拾い集めた穂を打ち落とすと、大麦は約一エパ になった。
17پس تا شام در آن کشتزار خوشه چینی نموده، آنچه را که برچیده بود، کوبید و به قدر یک ایفه جو بود.
18彼女はそれを担いで町へ戻った。しゅうとめは彼女が拾い集めたものを見た。ルツはまた、満腹になった後に残しておいた食べ物を取り出して、しゅうとめに渡した。
18پس آن را برداشته، به شهردرآمد، و مادر شوهرش آنچه را که برچیده بود، دید، و آنچه بعد از سیرشدنش باقی‌مانده بود، بیرون آورده، به وی داد.
19しゅうとめは尋ねた。「今日はどこで落ち穂を拾ったのですか。どこで働いたのですか。あなたを気にかけてくれた人が祝福されますように。」 ルツは働いた相手のことをしゅうとめに話し、「今日働かせていただいた方の名はボアズです」と言った。
19و مادر شوهرش وی را گفت: «امروز کجا خوشه چینی نمودی و کجاکار کردی؟ مبارک باد آنکه بر تو توجه نموده است.» پس مادر شوهر خود را از کسی‌که نزد وی کار کرده بود، خبر داده، گفت: «نام آن شخص که امروز نزد او کار کردم، بوعز است.»
20ナオミは嫁に言った。「生きている者にも死んだ者にも、その慈しみを惜しまれない主が、その人を祝福してくださいますように。」さらにナオミは言った。「その人は私たちの近い親族で、私たちを贖う権利を持つ近親者の一人です。」
20و نعومی به عروس خود گفت: «او از جانب خداوند مبارک باد زیرا که احسان را بر زندگان ومردگان ترک ننموده است.» و نعومی وی را گفت: «این شخص، خویش ما و از ولی های ماست.»
21モアブの女ルツは言った。「そればかりではありません。『私の収穫がすべて終わるまで、私の若者たちのそばにいなさい』とも言われました。」
21و روت موآبیه گفت که «او نیز مرا گفت باجوانان من باش تا همه درو مرا تمام کنند.»
22ナオミは嫁のルツに言った。「娘よ、あの方の若い女たちと一緒に出かけるのがよいでしょう。ほかの畑で危害を受けずに済みます。」
22نعومی به عروس خود روت گفت که «ای دخترم خوب است که با کنیزان او بیرون روی وتو را در کشتزار دیگر نیابند.»
23こうしてルツはボアズの若い女たちのそばにいて、大麦と小麦の収穫が終わるまで落ち穂を拾った。そして、しゅうとめと一緒に暮らした。
23پس با کنیزان بوعز برای خوشه چینی می‌ماند تا درو جو و دروگندم تمام شد، و با مادرشوهرش سکونت داشت.

Tip: use the ← and → keys to turn chapters.